تبليغاتX
وصال ( ما برای وصل کردن آمدیم )

وصال ( ما برای وصل کردن آمدیم )

کافی نت باران - شهریار Baran Internet Cafe - کافینت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 0:2  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

با معماران عصر ديجيتال
انديشه هاي بيل گيتس

امروزه مايكروسافت شركت بزرگي است كه سالانه بيش از 25 ميليارد دلار درآمد دارد و 50 هزار كارمند آن در 78 كشور مشغول كار هستند.
مايكروسافت براي سال جاري 5/2 ميليارد دلار در امور تحقيق و توسعه هزينه مي كند.
اگر ويژگي دهه 80 رويكرد به كيفيت و دهه 90 دوران مهندسي مجدد بوده است، ويژگي دهه 2000 سرعت است.
اگر مي خواهيد شركت طراز اول باشيد، بايد اطلاعات بيشتري به دست آوريدو به آن سريعتر عمل كنيد.
كليد موفقيت كسب و كار در اين قرن سرعت انديشه است.
ما هنوز تا آرمانمان كه روي هر ميز و در هر خانه يك كامپيوتر باشد، فاصله داريم.
در شركت مايكروسافت ما هرگز راجع به چيزهايي كه در آن موفقيت كسب كرده ايم حرف نمي زنيم. همواره راجع به چالشهاي پيش رو صحبت مي كنيم.
تجربه هاي شكست خورده در راهي درست، اشتباهات ارزشمندي هستند كه بايد آنها را ارج گذاشت.
ناخشنودترين مشتريان، بزرگترين منبع يادگيري ما هستند.
تنها با كمك نظامهاي ديجيتالي مي توان يادگيري را در سازمان به شكل عادت درآورد.
راز سرآمدبودن هر شركت آن است كه تغييرات صحيح را در زمان مناسب انجام دهد.
مقدمه
بيل گيتس در سال 1955 ميلادي درشهر سياتل آمريكا به دنيا آمد. پدرش وكيل و مادرش آموزگار بود. در دوران دبيرستان با رايانه آشنا و به آن علاقه مند شد و از 13 سالگي نوشتن برنامه هاي رايانه اي را شروع كرد و اولين نرم افزار خود را كه يك بازي ساده رايانــه اي بود در همان سن نوشت. او اين كارها را به همراه دوستش پل آلن ( PAUL ALLEN ) انجام مي داد. پل دو سال از او بزرگتر بود و مهارت خاصــــي در سخت افزار نيز داشت. در سال 1973 به دانشگاه هاروارد وارد شد و در آنجا با استيو بالمر( STEVE BALLMER ) - از مسئولان فعلي شركت مايكروسافت - آشنا شد.
يك سال بعد در 19 سالگي دانشگاه را ترك گفت تا به همراه دوست دبيرستاني اش پل آلن شركت مايكرو سافت را تاسيس كند. در ابتداي راه، برنامه زبان بيسيك( BASIC ) را ارائه دادند. كار شركت با 40 كارمند و فروش سالانه 2/4 ميليون دلار آغاز شد. در سال 1980 شركت با ارائه سيستم عامل براي ريزپردازنده هاي 16 بيتي 8088 اينتل كه به سفارش شركت IBM انجام شد به شهرت و ثروت رسيد. يكسال بعد اولين نسخه سيستم عامل WINDOWS از سوي شركت عرضه شد. در سال 1992 شركت مايكروسافت با انتشار نسخه WINDOWS 3.1 اولين سيستم عامل گرافيكي را ارائه كرد كه قبول عام يافت و اين مقبوليت با انتشـــار نسخه هاي 95، 98، 2000 و XP به اوج رسيد، به گونه اي كه هم اكنون بيش از 95 درصد كاربران رايانه هاي شخصي در دنيا از نـــــــرم افزارها و محصولات مختلف اين شركت استفاده مي كنند.
امروزه مايكروسافت شركت بزرگي است كه سالانه بيش از 25 ميليارد دلار درآمد دارد و 50 هزار كارمند آن در 78 كشور و منطقه در سراسر دنيا مشغول كار هستند. مايكروسافت براي سال جاري ميلادي 5/2 ميليارد دلار در امور تحقيق و توسعه هزينه مي كند.
بيل گيتس به عنوان موسس و رئيس شركت با بيش از 77 ميليارد دلار ثروت سالهاست كه عنوان ثروتمندترين فرد دنيا را به خود اختصاص داده است. گيتس در سال 1994 ازدواج كرد و با همسرش بنياد خيريه اي با 24 ميليارد دلار سرمايه تاسيس كرده كه در امور بهداشت جهاني و آموزش فعاليت مي كند. او تاكنون دو كتاب منتشر ساخته و در آن نظرات خود را راجع به نحوه اداره شركتش و نيز فناوريهاي عصر اطلاعات و آينده آن ارائه كرده است: در سال 1995 كتاب «جاده پيش رو(1)» و در سال 1999 كتاب «سرعت انديشه(2)».

اين كتاب به 25 زبان ترجمه و در 60 كشور جهان منتشر شده است. علاوه برآن، او با ملاقاتها و مسافرتهاي متعدد و سخنراني در مجامع مختلف كه تفصيل همه آنها در سايت خود او در اينترنت (3) آمده است، جزئيات افكار و انديشه هاي خود را به عنوان يكي از تاثيرگذاران عصر ديجيتال ارائه داده است.
در اين مقاله مجموعه اي از افكار و عقايد او در زمينه ويژگيهاي عصر ديجيتال، اينترنت شاهراه اطلاعاتي، سيستم عصبي ديجيتالي، الگوي زندگي و كار شبكه اي، فناوري اطلاعات، شتاب تغييرات در كسب وكار، كارهاي دانش بر و كاركنان فرهيخته، مديريت دانايي و ابزارهاي ديجيتالي مدون و در قالب يك مصاحبه ارائه شده است. البته اين مصاحبه هيچ گاه صورت نگرفته است و تنها به عنوان شكل و قالبي براي تفكيك و تنظيم و عرضه نظرات او در بخشهاي مختلف انتخاب شده و بنابراين گاه در پاسخ ارائه شده به يك سوال، از لابلاي كتابها، سخنرانيها و مقالات او مطالبي استفاده شده است.
به هرروي اين مقاله تلاشي است براي مرور كلي انديشه هاي يكي از معماران برجسته عصر ديجيتال. مرد خودساخته اي كه در 19 سالگي دانشگاه را رها كرد تا شركتي تاسيس كند كه امروزه غول نرم افزاري جهان محسوب مي شود و خود با تصاحب بيشترين ثروت در


دنيا بيش از هر فرد ديگري در تاريخ نيز ثروت و افراد ثروتمند آفريده است.

ويژگي «عصر اطلاعات» از نظر شما چيست؟
بيل گيتس: اطلاعات يك ابزار جديد كسب و كار است و مي تواند به سرعت انديشه جابجا شود و حركت كند. اگر ويژگي دهه 80 رويكرد به كيفيت و دهه 90 دوران مهندسي مجدد بوده است، ويژگي دهه 2000 سرعت است. شركتهاي موفق آناني هستند كه اطلاعات به آساني در آن جريان دارد. اگر مي خواهيد شركت طراز اول باشيد بايد اطلاعات بيشتري به دست آوريد و به آن سريعتر عمل كنيد. من يك باور ساده اما قوي دارم: آنچنان كه اطلاعـات را جمع آوري، مديريت و استفاده مي كني پيروز مي شوي يا شكست مي خوري. قرن بيست و يكم قرن شتاب خواهد بود و سرعت تغيير. كليد موفقيت كسب و كار در اين قرن سرعت انديشه است.

شما به عنوان موسس ... …
من لفظ «موسس» را نمي پذيرم زيرا حاكي از آن است كه من اول موسس بوده ام و سپس يك پديدآورنده نرم افزار. در حالي كه من يك مهندس نرم افزار هستم كه تصميم گرفتم يك تيم را جمع كنم. ما از ابتدا كه شركت را تاسيس كرديم، شركت بزرگ نبود و بلكه بسيار ساده بود. تيم در طول زمان رشد كرد و محصولات نرم افزاري جديد عرضه كرد. زماني كه من و پل مايكروسافت را تاسيس كرديم صرفاً به كار نرم افزار پرداختيم.
البته پل از من واردتر بود و چه بسا مــــــي خواست يك شركت سخت افزار داشته باشيم. در اين زمينه ما بحثهاي زيادي با هم داشتيم. اين فكر را با پل از دوران دبيرستان داشتيم. من به پل گفتم ريزپردازنده اينتل 8088 به اندازه كافي قدرتمند نيست و بنابراين، ما بايد يك شـــركت را راه اندازي كنيم. بعد از يكسال و نيم كار پياپي به عنوان اولين محصولمان BASIC را نوشتيم. در سال 1983 به فكر افتادم هيئت مديره اي از افراد برجسته و خبره بگمارم و از مشورتهايشان استفاده كنم. JIM TOWNE را به عنوان اولين رئيس مايكروسافت آورديم و به مرور افراد مستعد را جذب كرديم. پس از آن JON SHIRLEY را آورديم كه كار تيمي را به خوبي بلد بود و به كسب و كار علاقه داشت.

پس به نظر مي رسد شركت كاملاً متكي به شما باشد.
نه كاملاً. من از جوانترين مديران عاملي هستم كه مي توانيد در شركتها سراغ بگيريد. تغيير مديرعامل معمولاً يك انتقال توام با خطر براي سازمان است. اما من سعي كرده ام سيستمي پديد آورم كه متكي به فرد نباشد.
دارائي حقيقي شركت ما كاركنان ماست. بايد به كاركنان اجازه داد وظايف و كارهايشان را به خوبي مديريت كنند.

امروزه شما چكار مي كنيد؟
من در مقام رئيس شركت بيشتر درصدد جذب و بكارگيري افراد نخبه، بستن قراردادهاي جديد و فروش نرم افرار هستم. استخدام افراد باهوش از همان ابتدا مهمترين نكته براي ما بوده است. بسيار تلاش كرده ايم كه افراد متناسب با فرهنگ سازماني خود را پيدا و جذب كنيم.

مايكرو سافت اكنون به يك شركت عظيم تبديل شده است. چگونه يك شركت چندده هزارنفري را اداره مي كنيد؟
نگهداري و هدايت شركتهاي بزرگ در سطح عالي بسيار مشكل است. منظور من جذب و استخدام و نگهداري كاركنان بزرگ و داشتن آرمان والاست. كار ما نوشتن نرم افزارهاي عالي است. ما بايد در اين زمينه برتر باشيم. به زمينه هـــاي ديگر كاري نداريم. ما به خوبي مي دانيم چطور استخدام كنيم، چطور مديريت كنيم و چگونه محصولات نرم افزار جهاني توليد كنيم. ما شركتي به وجود آورده ايم كه مي خواهد نرم افزارهاي برتر بنويسد و كاركنان بزرگــي داريم كه اين ارزشها را نگه مي دارند. شركت ما براي اين هدف خاص تاسيس شده است. كسب و كار ما همين است: توليد محصولات برتر، ملاقات و نشست با مشتريها، تماسهاي تلفني و جذب و بكارگيري كاركنان باهوش.

فكر مي كنيد چه وقت رشد مايكروسافت به انتها مي رسد؟
ما براساس رويكرد درازمدت خود معتقديم اين كسب وكار به صورت سيكلي جلو مي رود، يعني فرازونشيب دارد. ما به كسب سود خود مطمئنيم. البته توليد نرم افزارهاي برتر سود بيشتري دارد. تنها سوال اين است كه چگونه رهبري خود را در توليد و عرضه نرم افزار حفظ كنيم. ما نسبت به توانايي خود در اين زمينه اطمينان داريم. ما يك شركت با آينده غيرقابل باور هستيم.

فكر مي كنيد روزي مايكروسافت از بين برود؟
بي ترديد روزي فرا خواهد رسيد كه ستاره بلندپروازي، گوي كسب و كار را از دست مايكروسافت بربايد. تنها اميد من آن است كه آن روز 50 سال ديگر باشد نه 2 يا 5 سال ديگر.

آرمان شركت طي سالها چه تغييراتي داشته است؟
چشم انداز اوليه شركت عبارت بود از: يك رايانه شخصي PC در هر خانه و روي هر ميز. در اين بيست و چندسال اين آرمان را تغيير داديم و تكميل كرديم: در هر زمان و هرمكان و روي هر دستگاهي. يعني ايده آن است كه روي هر ميز و هرخانه و هراتاق و هرماشين و هر جيب يك كامپيوتر باشد. آرمان جديد مايكروسافت عبارتست از: تواناساختن مردم به اينكه نرم افزارهاي عالي و برتر را در هر زمان و مكان و روي هردستگاهي داشته باشند. از هدفهاي بي پروايانه كنوني آن است كه رايانه شخصي را بسيار پرتوان تر از آنچه هست كنيم به گونه اي كه ببيند، بشنود و يادبگيرد. ما ناچاريم براي ساختن آينده درازمدت خود به خطرهاي بزرگي تن دهيم. بلوغ صنعتي هنگامي پديد مي آيد كه ديگر به خطرپذيري نياز نباشد اما در صنايع روبه رشد بايد همواره به استقبال خطر رفت تا بتوان فرآورده هاي نوين و بي مانند آفريد. رشد صنعت رايانه را مي توان با صنعت خودروسازي دهه 1920 يا هواپيماسازي دهه 1930 سنجيد.

پس معتقد هستيد مايكروسافت مي تواند بهتر از اين باشد؟
اين مسئله بستگي به آن دارد كه چطور سريعتر حركت كنيم و افراد مناسب را براي آينده جذب كنيم. من نسبت به روند پيشرفت خوشحالم اما كارهاي بسياري وجود دارد كه بايد انجام دهيم. بيشتر وقت جلساتي كه من با بخشهاي مختلف مايكروسافت دارم راجع به آن است كه كاركنان بايد كارها را بهتر انجام دهند. وقت كمي اختصاص دارد به كارهايي كه خوب پيش رفته است. ما هنوز تا آرمانمان كه روي هر ميز و در هر خانه يك كامپيوتر باشد فاصله داريم.


براي رسيدگي به كارها وقت خود را چگونه تنظيم مي كنيد؟
وقت من در ملاقات با گروههاي توليد و ساير بخشهاي شركت و مشتريان تقسيم شده است. علاقه شخصي من آن است كه با گروههاي توليد كار كنم و بيشتر وقت ملاقات من با آنهاست. يك سوم وقت ملاقاتها نيز با مشتريان است. من مديري با جهت گيري توليد هستم و بنابراين بيشتر وقتم در اين جهت مي گذرد. البته من فرصت ندارم به كارهاي جزئي برسم. من مجبورم اطمينان حاصل كنم كه كاركنان در جهت آرمان آينده ما حركت مي كنند.اما در امور ديگر مثل جزئيات فروش و... خبره نيستم. مشاورهــاي فناوري هم دارم كه از آنها بهره مي برم. ما در شركت دو هفته داريم كه هفته تفكر ( THINK WEEKS ) نام دارد كه من مواردي را كه همه كاركنان باهوش نوشته انــــــــد مي خوانم.

پس به نظر مي رسد بيش از حد كار مي كنيد؟
من ساعات زيادي كار مي كنم، البته نه مثل بعضي خيلي زياد. گاه روزهايي تا 14 ساعت كار مي كنم اما معمولاً 12 ساعت. در روزهاي تعطيل به ندرت از 8 ساعت بيشتر كار مي كنم. ما كارهاي زيادي داريم كه مي توانيم بهتر انجام دهيم. آنچه مرا به سمت جلو مي برد كاركردن باافراد هوشمند است. تمام شركتهاي موفق توسط تيمي از افراد به جلو مي روند و من خوشحالم كه با تيم كار مي كنم. شغل من بهترين شغلي است كه وجود دارد. من فردي خوش بين هستم و به پيشرفت اعتقاد دارم. من از اينكــه در چنين دوره اي از تاريخ زندگي مي كنم خشنودم.

نقش خانواده شما در اين راه چيست؟
خانواده من يك انگيزه و اشتياق حقيقي براي من است.

شما ثروت هنگفتي به دست آورده ايد و سالهاست ثروتمندترين فرد دنيا هستيد. چرا خود را بازنشسته نمي كنيد؟
اين سوال را معمولاً از من مي پرسند. پاسخ من آن است كــه ديدگاه اوليه من نسبت به رايانه هاي شخصي، دستگاهي بود با ظرفيت بيشتر و قدرت فزونتر و استفاده وسيع تر نسبت به آنچه امروز بدان دست يافته ايم. بنابراين، وقتي هدف من ايــن چنين بزرگ بوده شما نمي توانيد براي دست يابي به چنين ديدگاهي در تمامي طول عمر خود از كار كنار بكشيد. من هنوز روياي رايانه شخصي را در سردارم كه بدون نقص كار كند.

اگر روزي از مايكروسافت برويد به چه كاري مي پردازيد؟

باز هم به نرم افزار مي پردازم. البته من به بيوتكنولوژي هم علاقه مندم زيرا معتقدم در آينده نزديك، انقلابي در بحث بهداشت جهاني ايجاد خواهد كرد. به همين دليل در بنياد گيتس هم روي اين موضوع پروژه هايي در دست داريم.

تفاوت شركتهاي بزرگ و كوچك چيست؟
شركتها بايد از هم درس بياموزند. شركتهاي بزرگ بايد بدانند كه استفاده موثر از فناوري يك اسلحه راهبردي براي آنهاست. اين همـــان وادي است كه شركتهاي كوچك را مي تواند مضمحل سازد. شركتهاي كوچك در حال حاضر در يك مسير تاثيرپذير قرار گرفته اند. البته اينترنت قواعد رقابت را تغيير داده و اين فرصت را در اختيار شركتهاي كوچك قرار داده تا سريع توسعه يابند و به مشتري توجه كنند و با رقباي بزرگ به رقابت بپردازند.

در زمينه كسب و كار خواندن چه كتابي را توصيه مي كنيد؟
در زمينه كسب و كار اگر مي خواهيد يك كتاب بخوانيد كتاب «سالهاي خدمتم در جنرال موتورز» اثر آلفرد اسلوان(4) را بخوانيد.

شما به رشد و پيشرفت مايكروسافت اشاره كرديد. انگيزه هاي پيشرفت را با توجه به اين رشد سريع چگونه در كاركنان حفظ مي كنيد؟
اگر شما به كاركنان خود به عنوان كساني كه مي توانند به موفقيت سازمان كمك كنند ننگريد. همه فناوريهاي موجود در جهان هم نمي توانند انگيزه لازم را در آنها به وجود آورند. ما كاركنان بزرگ و خوبي داريم. اينان كليد موفقيت ما هستند. ما همواره در شركت نيم نگاهي به رقبا داريم. من فكر مي كنم شعار پيروزي سردادن، شعار درستي نيست. من هرگز خطاب به كاركنانم اين شعار را به كار نمي برم. شما همواره پيروز نيستيد، شما بايد محصــــول و خدمات خود را بهتر كنيد. ما مي دانيم كه بايد مسائل و مشكلات شركت خود را بهتر از رقبا حل كنيم. اين مسئله يك شبه به دست نمي آيد. مسيري طولاني است كه بايد كاركنان دائم به آن فكر كنند. آيا ما رو به پيشرفت هستيم؟ چطور مي توان پيشرفت را اندازه گرفت؟ ما هرگز راجع به چيزهايي كه در آن موفقيت كسب كرده ايم حرف نمي زنيم. ما همواره راجع به چالشهاي پيش رو حرف مـــي زنيم. اين چالشها پايان ناپذيرند. شما هيچ گـــــاه در جلسه اي در مايكروسافت نمي شنويد كه كسي بگويد بيائيد پيروز شويم يا پيروز شديم.

چرا اينقدر نسبت به پيروزي و موفقيت موضع مي گيريد؟
موفقيت معلم بدي است. ما چالشهاي بزرگ و اهداف بزرگ پيش رو داريم. مايكروسافت محيطي است كه ما راجع به اشتباهــات بحث مي كنيم. ماافراد را تشويق مي كنيم كه اطراف خود را براي چالشهاي جديد بنگرند و راهي براي مشاركت در موفقيت درازمدت شركت بيابند. ما همه را به اين مسئله متوجه مي كنيم كه «چه مي كنيم» و «چگونه به بهبود نياز داريم». اين سوالهايي است كه مـن در مايكروسافت همه را تشويق مي كنم كه همـواره بپرسند. كاركنان ما ياد گرفته اند از جنبه هاي مثبت و منفي به پروژه هايمان بنگرند. من هرسال عادت دارم چيزي را كه «ده اشتباه بزرگ مايكروسافت» مي نامم به روز كنم و كاركنان را ترغيب كنم راجع به درسهاي آينده شركت صحبت و فكر كنند ما در مايكروسافت همـــواره خود را آسيب پذير مي دانيم. از 20 سال پيش تاكنون چنين بوده ايم. ما ضمن پيگيري برنامه هاي درازمدت در زمينه پژوهش، همواره گوش به زنگ خبرهاي بد هستيم. من مي كوشم تا از خبرهاي بد امروز براي حل مسائل فردا كمك بگيرم.

خبرهاي بد چگونه مي تواند مهم باشد؟
به نظر من يكي از وظايف راهبردي مديران عامل، جستجو و پذيرش خبرهاي بد و تشويق سازمان به پاسخگويي مناسب به آن است. كاركنان بايد اطمينان داشته باشند كه خبرهاي بد نيز مانند خبرهاي خوب نزد مديريت خريدار دارد. اگر به خبرهاي ناگوار نه با ديد منفي بلكه به عنوان نشانــه اي از نياز به دگرگون سازي برخورد كنيد شكستي در پي نخواهد بود. بايد از آنها درس گرفت. بايد به پيشواز خبرهاي بد رفت تا مواردي را كه نياز به بهبود دارند به شما نشان دهد. سرعت پاسخگويي به پيشامدهاي اضطراري اصولاً معياري براي درك توان يك سازمان است. نظام ديجيتالي اطلاعات بايد سازمانها را در تبديل خبرهاي بد به فرآورده هاي بهتر ياري رساند. باور كنيد كه در مايكروسافت بسياري از دستاوردهاي ما پيامد شكستهاي ما هستند. تجربه هاي شكست خورده در راهي درست، اشتباهات ارزشمندي هستند كه بايد آنها را ارج گذاشت.

مي توانيد نمونه ها و مثالهاي عملي در اين زمينه ذكر كنيد؟
مـــا روش تهيه برنامه EXCEL را كه پيشرفته ترين صفحه گسترده گرافيكي است وقتي آموختيم كه در تهيه برنامه MULTIPLAN شكست خورديم. شكست در زمينه توليد پايگاه داده پردازي OMEGA زيربناي ساخت برنامه ACCESS به عنوان پرطرفدارترين پايگاه داده، شد. شكست در تهيه برنامه هاي MS AT WORK زمينه ساز تهيه نرم افزارهاي EXPEDIA براي امور مسافرت INVENTOR براي امور مالي و SIDEWALK براي فعاليتهاي سرگرمي و تفريحي شد.

و نمونه اي از شركتهاي ديگر؟
نخستين سازنده ناموفق پلوپز برقي در ژاپن شركت غول آساي سوني است كه امروزه رهبري صنايع الكترونيكي جهان را دردست دارد.

با شكايت مشتريان چگونه برخورد مي كنيد؟
ناخشنودترين مشتريان بزرگترين منبع يادگيري ما هستند. بايد توجه خود را بر مشتريان بسيار ناخشنود متمركز كرد. بايد در كسب و كار، ساختار و سياستهايي را اجرا كرد كه شكايتها را با شتاب و بي واسطه با راه حلها پيوند دهد. مشتريان ناخشنود بزرگترين فرصتها را در اختيار ما مي گذارند. اگر از ايرادهاي مشتريان به جاي برخورد منفي و دفاعي براي خود فرصت يادگيري و آگاهي فراهم آوريم، شكايت مشتري بهترين راهنماي بهسازي كيفيت فرآورده ها خواهد بود. شما به شكايتهاي مشتريان بيش از گزارشهاي مالي توجه كنيد.

فناوري اطلاعات چه نقشي در پيشبرد اهداف شركت دارد؟
فنــاوري اطلاعات، اطلاعاتي به مديريت مي دهد كه او را به فهم عميق تر كسب و كار كمك مي كند و اينكه در كجا مي تواند رقابت كند و بازار بزرگ بعدي چيست و... در صنعت، اطلاعات بايد جايگزين موجودي انبار شود. روان بودن جريان اطلاعات برجسته ترين ويژگي سازمانها در عصر ديجيتالي است. روان بودن اطلاعات در سازمان همچون خون در رگها، راه حلهاي فردي و گروهي فراواني را بـــــراي مشكلات سازمان با خود به همراه مي آورد. ابزارهاي ديجيتالي راه آسان دستيابي، پخش و بكارگيري اطلاعات را بسيار هموار كرده است.

شما مفهـــوم «كار اطلاعاتي» را زياد به كار برده ايد. منظورتان از اين مفهوم چيست؟
كار اطلاعاتي INFORMATION WORK عبارتست از پردازش اطلاعات توسط مغز انسان يا برنامه هاي كامپيوتر. به نظر من كار اطلاعاتي، كار فكري است. بيشتر حجم كاري كه در كشورهاي پيشرفته انجام مي شود كار اطلاعاتي است. بكارگيري ابزارهاي ديجيتالي، شركت را قادر مي سازد كار اطلاعاتي را با كارائي، عمق و خلاقيت بيشتر انجام دهد. بــــه تعبير يك استاد دانشگاه MIT ، تفاوت فرآورده هاي عيني (فيزيكي) و فرآورده هاي داده اي (اطلاعات) مثل حركت اتم ها (در حالتي كه محصولي مثل خودرو يا رايانه توليد مي شود) و بيت هاست (در حالتي كه كاري مثل تجزيه و تحليل مالي انجام مي شود). بايد در پي تبديل كارهاي نيروبر به «كارهاي دانش بر» بود. كارهاي دانش بر يعني افزودن انديشه انساني به داده ها براي حل مسائل.

آيا مديريت كارهاي دانش بر مديريت خاصي است. آيا اين همان است كه شما از آن به عنوان «مديريت دانائي» تعبير كرده ايد؟
بله، مديريت دانايي يعني گردآوري و سازماندهي اطلاعات، پخش و رساندن اطلاعات به كاربراني كه به آن نياز دارند و بهبود مستمر اطلاعات از راه تجزيه و تحليل داده ها و همكاري با ديگران.
بنابراين مديريت دانائي چيزي جز مديريت جريان روان اطلاعات و رساندن آن به كاربران نيازمند نيست.
قطعاً مديريت دانايي بدون هدف قراردادن پخش اطلاعات در ميان كاركنــــان براي برنامه ريزي و اجراي امور و بدون پاداش دهي مناسب به كاركنان در برابر عرضه دانش خود به ديگران كارايي نخواهد داشت. بايد به كاركنان در برابر همكاري و تلاش براي آموزش ديگران پاداش مناسب داد. آموزش نه تنها در كلاسها بلكه در كنار ميز افراد نيز بايد جريان داشته باشد. برخي از اين سخن كهن كه «دانائي توانائي است» تفسيـر نادرستي دارند و گمان مي كنند بايد دانائي را همچون زروسيم بيندوزند، در حالي كه توانايي در سايه نگهداشتن و اندوختن دانش به دست نمي آيد بلكه نشر و گستـرش دانش مايه تواناترشدن مي گردد. بنابراين، مديريت دانائي تنها يك ابزار است و نمي تواند هدف نهايي سازمانها باشد. هدف نهايي، افزايش هوشمندي و بهره هوشي سازمان است. آن دسته از شركتها كه از سرمايه هاي هوشي خـــــود به خوبي بهره مي گيرند پيشتازان و رهبران بازار در سالهاي آينده هستند. همانگونه كه جك ولش (5) گفته است توان يادگيري و به عمل درآوردن پرشتاب آموخته ها بزرگترين مزيت رقابتي را در اختيار سازمان مي گذارد. تنها به كمك نظامهاي ديجيتـــــالي مي توان يادگيري را در سازمان به شكل عادت درآورد.

در گذشته تغييرات بسيار كنـــــد صورت مي گرفت، در حالي كه امروزه شتاب تغييرات و دگرگونيها بسيار زياد است. چگونه با تغييرات بايد برخورد كرد؟
در سال 1990 زمان عرضه يك خودرو از پيدايش انديشه، طراحي، ساخت تا روانه شدن به نمايشگاههاي فـروش بيش از 5 سال طول مي كشيد. در ساخت خودرو 150 عيب در 100 خودرو مشاهده مي شد (1/5 عيب در هر خودرو). در سال 1998 زمان عرضه به يكسال و نقصهاي ساخت به 81 رسيد (كمتر از يك عيب در خودرو). امروزه كوتاه كردن پاسخ به تغييرات پيش آمده در توليد در 8 ساعت كاري و بلكه تا 4 ساعت كاري يعني در همان روز محدود شده است. بنابراين، فرهنگ شتاب را بايد در سازمانها جــــــاري كرد. به تعبير جك ولش، هر دگرگوني با خود فرصتي به همراه مي آورد و بنابراين سازمانها بايد به جاي سستي، از دگرگونيهـــا نيرو بگيرند. چنانچه بي تفاوت كنار بنشينيم جنبه هاي منفي دگرگونيها به ما خواهد رسيد، ولي اگر فعالانه گام در راه بگذاريم حتي مي توانيم جنبه هاي منفي را به جنبه هاي مثبت تبديل كنيم. در ده سال آينده، روند كسب وكار بيش از 50 سال گذشته دگرگون خواهد شد. به همه كسب و كارها بايد هشدار داد كه حتي اگر تاكنون در وضعيت خود بي رقيب هستند ممكن است به زودي مورد هجوم بازيگران تجارت اينترنتي قرار گيرند. يعني هيچ شركتي نمي تواند موقعيت خود را در بازار ايمن ببيند. به باور من راز سرآمدبودن هر شركت آن است كه تغييرات صحيح را در زمان مناسب انجام دهد.

كتاب «سرعت انديشــه» را براي چه كساني نوشته ايد؟
اين كتاب را براي كساني نوشته ام كه راجع به كسب و كار فكر مي كنند: مديران عاملي كه در اين انديشه اند كه شركتهاي خود را چگونه به عرصه جديد وارد كنند، كاركنان فرهيخته اي كه درصددند با نوآوري خود شركت خود را برتر آورند و آناني كه سازمانهاي خود را براي دنياي جديد آماده مي كنند. در اين كتاب تمركز اصلي برارائه چك ليستي از مواردي است كه بايد روي آن فكر شود. برخلاف كتاب «جاده پيش رو»، تمركز اصلي اين كتاب بر صاحبان كسب و كار است كه فرصتهايشان چيست. باتوجه به پيشرفتهاي فناوري در اين چندسال، مثالهاي جديد نيز آورده ام.

شما واژه و مفهومي را ابداع كرده ايد به نام «سيستم عصبي ديجيتالي» و آن را در كتاب خود توضيح داده ايد. منظورتان از اين مفهوم چيست؟
دستگاه يا سيستم عصبي ديجيتالي دربرگيرنده فرآيندهايي است كه كارايي، واكنش و توان پاسخگويي بهنگام سازمانها را به دگرگونيهاي محيطي، چالشهاي رقبا و نيازهاي مشتريان فراهم مي آورد. اين سيستم در شركت چيزي نظير سيستم عصبي انسان اســـت كه مي تواند جريان پالايش شده اطلاعات را به موقع به افراد مناسب در سازمان برساند. اين سيستم تركيبي است از سخت افزارها و نـــــرم افزارهاي ويژه. در حقيقت دستگاه عصبي بازتاب دهنده اي است نسبت به خطر يا نياز. اين دستگاه اطلاعات لازم را در اختيار ما مي گذارد و ما بر پايه آن تصميم گيري مي كنيم. سيستم عصبي ديجيتالي يعني استفاده ازفناوري اطلاعات براي رفع نيازهاي مردم محيط در كار و خانه. اين سيستم را كار به اضافه تفكر به اضافه فناوري كامپيوتر تشكيل مي دهد. درست مانند يك موجود زنده، يك سازمان وقتي عالي كار مي كند كه بتواند مانند سيستم عصبي كه اطلاعات را فوراً به بخشي از بدن كه به آن نياز دارد مي فرستد، اطلاعات را به جايي و افرادي كه نياز دارند سريعاً بفرستد. جريان اطلاعات به منزله خون زندگي بخش سازمان است.

از كجا مي توان متوجه شد كه اين سيستم در يك سازمان به خوبي كار مي كند؟
سازمانهايي كه از يك نظام كارآمد اطلاعات برخوردارند هزينه جاري آنها نزديك 30 درصد بودجه آنهاست. يكي از علائم خوب كاركردن سيستم عصبي ديجيتالي آن است كه وقت مديران مياني و كاركنان فرهيخته آزادتر مي شود و آنان مي توانند ضمن دسترسي داشتن به اطلاعات دقيق و درست، آنها را تجزيه و تحليل كنند و از كارهاي روزمره خلاصي يابند. علامت ديگر تعداد پيشنهادها و ايده هاي خوبي است كه از مديران مياني و كاركنان فرهيخته مي رسد. و علامت ديگر كيفيت و محتواي جلسات است كه با آماده بودن اطلاعات از قبل، پربارتر مي شود.

در مورد بخش اول يعني تاثير سيستم عصبي ديجيتالي يا نظام ديجيتالي اطلاعات بر چگونگي گذراندن وقت و كاركردن كاركنان فرهيخته و مديريت آنها بيشتر توضيح دهيد.
سيستم عصبي ديجيتالي توانمنديهاي انديشه انساني را افزايش داده و از كارهاي بدني او كاسته است. كاركنان با رهاشدن از انجام كارهاي روزمره و تكراري، مي توانند به فعاليتهاي فكري ويژه بپردازند و نظامها را توانمندتر سازند. كارهاي تكراري و چرخاندن مداوم چرخ ريسندگي بزرگترين عامل سرخوردگي و نااميدي انسانهاي پوياست. در سازمانهاي نوين، كارگران مانند گذشتــــه مهره هاي يك دستگاه نيستند، هركدام بخشي از يك فرآيند هستند كه فرآورده هاي باارزش را ساخته و تكميل مي كنند. من سخت اعتقاد دارم اگر شركتها به كاركنان خود آگاهي و اختيار لازم و ابزار بكارگيري آنها را بدهند، دستاوردهاي شگفت انگيز و آفرينشهاي چشمگيري از آن جوانه خواهد زد. ابزار عصر ديجيتال ميدان فعاليت و توان مغز و انديشه ما را گسترش داده است در حالي كه ابزار دوران صنعتي به كمك بازوان ما آمده بود. سيستم عصبي ديجيتالي ما را از كاغذبازي مي رهاند و وقت كافي براي حل مسائل اصلي را در اختيار قرار مي دهد. سيستم عصبي ديجيتالي در پي آن است كه توانمنديهاي پرارزش فردي را به سود مشتريان به توانمنديهاي كارآمد سازماني تبديل كند. شركتها بايد زيربناي اطلاعاتي خود را به گونه اي برپا سازند كه كارهاي عادي و جريان اطلاعات به صورت خودكار و دوسويه برقرار باشد. تماسهاي فردي را بايد در زمينه هاي ارزش افزا و موقعيتهاي استثنائي به كار گرفت. اين كار وقتي ميسر است كه داده ها همواره آماده و در اختيار همه كاركنان باشند. همه بتوانند آنها را باهم بسنجند و در بهبود كارها از آن بهره گيرند. داده ها و عدد و رقمها معدن پنهان اطلاعات هستند كه از آنها مي توان در الگوسازي پيش بيني و كمك به تصميم گيري سود جست. داده هاي مستقل و جدا از هم، هرچند كارآمد هم باشند از ايجاد رفتار سازماني بسيار برجسته ناتوان هستند. عددها روي كاغذ حالت ايستاده و مرده دارند. داده هاي ديجيتالي آغاز انديشيدن و حركت هستند. در شركتهاي عصر اطلاعات، تمام كاركنان فرهيخته بايد بتوانند سهم خود را در تنظيم سياستها و راهبردها ادا كنند. اساساً گذاشتن ابزار كار خوب در اختيار كاركنان فرهيخته و برداشتن تنگناهاي اداري از پيش روي ايشان اين پيام را نيز باخود دارد كه سازمان وقت آنها را بسيار باارزش مي داند و بايد از اين منبع گرانبها به خوبي بهره برداري كنند. ارزيابي كارهاي دستي آسان است اما نمي توان بازده كاركنان فرهيخته را به آساني اندازه گرفت.

سازمان شما كاركنان فرهيخته دارد. چگونه آنها را ارزيابي مي كنيد؟
ارزيابي شش ماهه كاركنان زيردست از وظايف سرپرستان و مديران است. هركارمند از خود يك ارزيابي مي كند و به مدير ارائــــه مي دهد. مدير همه ديدگاههاي خود را لحاظ مي كند و با مدير بالادست مشورت مي كند. سپس نتيجه ارزيابي و نيز اهداف و برنامه هاي آينده به صورت رودررو با كارمند در ميان گذاشته مي شود. در گذشته تكميل فرم هاي لازم و وقتي كه برآنها گذاشتـه مي شد دشوارتر و وقت گيرتر از خود ارزيابــــي بود. اما امروزه به كمك نظام ديجيتالي كار سريعتر شده است. براساس درصدهاي پيشنهادي مدير، سطح شغل و حقوق كنوني هرشاغل، پاداش موقت محاسبه و عرضه مي شود. البته حداقل و حداكثر پاداش در هر دوره را مديريت شركت تعيين مي كند.

سيستم عصبي ديجيتالي چگونه بر كيفيت و محتواي جلسات اثر مي گذارد؟
خلبانان مي گويند فرود خوب نتيجه خوب آماده شدن براي فرود است. قبل از جلسات اگر با پست الكترونيكي، داده ها را براي همه شركت كنندگان بفرستيم آنها با آمادگي بيشتري به جلسه مي آيند و مي توانند پيشنهادهاي بسيار سازنده اي ارائه دهند. حل مسئله اي كه گسترده و دشوار است نياز به رويكردي فراگير به همه جنبه ها و بخشهاي آن دارد. در مايكروسافت همه تصميم گيريهاي بزرگ به صورت رودررو و پس از بحث و بــــــررسيهاي لازم گرفته مي شود، اما داده ها و پيش نيازهاي تصميم را دستگاه عصبي ديجيتالي از پيش آماده كرده و در دسترس همه گذارده است تا بتوانند پيشنهادهاي خود را براي غني شدن مطالب ارائه دهند. نشستهاي غيرسازنده و نشستهايي كه تنها براي به روز كردن وضعيت كنوني برپا مي شوند نشان از گردش كند اطلاعات در شركت دارند.

به پست الكترونيكي اشاره كرديد كه مي تواند در روان ساختن جريان اطلاعات در سازمان كمك كنـد. آثار اين روان سازي چگونه ديده مـي شود؟
استفاده از پست الكترونيكي براي انجام ارتباطات سازماني و تبديل فرآيندهاي كاغذي به ديجيتالي از گامهاي بنيادين براي اين منظور است. پست الكترونيكي اين امكان را به افراد و مديران مي دهد تا بيشتر بگويند و بشنوند. چنين امكاناتي ساختار سازماني را افقي تر و بهره گيري از نظام اطلاعات را بيشتر مي كند. به نظر من هنگامي كه مديران يك شركت حداقل روزي 5 تا 10 پيام الكترونيكي بفرستند و 25 تا 50 پيام دريافت دارند مي توان گفت پست الكترونيكي را جدي گرفته اند. بد نيست به تجربه اي در اين زمينه اشاره كنم. در سال 1996 تصميم گرفتم وضع مصرف كاغذ را در شركت بررسي كنم. با شگفتي ديدم در آن سال بيش از 350 هزار نسخه گزارش فروش تهيه كرده ايم. در اداره مركزي، واحد تداركات به تنهايي 114 فرم به كار مي برد. من از موقعيت سازماني خود استفاده كردم و دستور حذف همه فرم هاي غيرضروري را دادم.

به جاي آن همه كاغذ، يك نظام الكترونيـكي رشد كرد كه كار با آن ساده و براي كاربران دل انگيزتر بود. اطلاعات اين نظام بسيار قابل اعتمادتر است و به كاركنان اختيارات گسترده تري مي دهد. اكنون شمار فرم ها از 1000 به 60 فرم رسيده است: 10 فرم مربوط به نيازهاي قانوني، 10 فرم هنوز ديجيتالي نشده، زيرا هنوز ديجيتالي شدنش احساس نشده و 40 فرم مربوط به كار با شركتهايي كه هنوز نظام كاغذي دارند. صرفـــه جويي از اين امر در آن سال 40 ميليون دلار بود. اين در زماني است كه هنوز مصرف كاغــــذ هر چهارسال يكبار دوبرابر مي شود. هنوز بيش از 95 درصد اطلاعات در آمريكا برروي كاغذ ضبط مي شود و سهم ثبت الكترونيكي يك درصد است. وزن اسناد كاغذي مناقصه ها و سفارشهاي يك هواپيما به 3/5 تن مي رسد هزينه چاپ كتابهاي درسي مقطع ابتدايي آمريكا در سال 97 سه ميليارد دلار و در مورد دانشگاهها 2/7 ميليارد دلار بوده است امروزه دفتر كار بدون كاغذ يك محل كار تمام ديجيتالي است.

به بحث اينترنت بپردازيم كه مهمترين وجه عصر ديجيتــال است. شما در كتاب «جاده پيش رو» از اينترنت به عنوان «شاهراه اطلاعاتي» تعبير كرده ايد. منظورتان چيست؟
بله، اينترنت شاهراه اطلاعاتي است. يك شبكه جهاني كه مستمراً تغيير مي كند و هيچ مرزي نمي شناسد. اينترنت رسانه اي است نوين كه ويژگيهاي تلفن، تلويزيون و ارتباطهاي نوشتاري را با هم دارد و توان جستجوي اطلاعات و پيونددادن افراد داراي علائق و مفاهيم مشترك را ايجاد مي كند.

اينترنت فضاي جهاني تازه اي در زمينه بهره گيري از اطلاعات، اشتراك مساعي و تجارت فراهم آورده است.

اينترنت دنياي سالهاي آغازين قرن بيست ويكم را شكل خواهد داد. همانگونه كه اختراع تلفن، اتومبيل و هواپيما دنياي ما را در قرن بيستم شكل داد. اينترنت انقلابي درراه و روش زندگي و كار ما ايجاد كرده و خواهد كرد. چه بسا تاثير درازمدت اينترنت بتواند معادل همه ابداعات مهم قرن بيستم باشد. اينترنت هنوز در دوران طفوليت خود به سر مي برد.

رشد بسيار سريع اينترنت مشكلات و مسائلي را در پي داشته و خواهد داشت. اين مسائل چيست؟
عمده ترين مسائل عبارتست از حفاظت از ماهيت خصوصي افراد، حفاظت از حق انحصاري نشر، حفاظت از تجارت جهاني، حفاظت از امنيت اينترنت و بالاخره حفاظت از فرزندانمان. باتوجه به اينكه اينترنت هرچه بيشتر به اين سمت مي رود كه راه اصلي براي افراد در مديريت مسائل مالي و ارتباطي آنها با پزشكانشان باشد، مسئله «خصوصي» بودن بيشتر اهميت مي يابد. در مورد حفظ حقوق اطلاعات مصرف كنندگان و توليدكنندگان نيز، هرچه دنياي ديجيتال از طريق اينترنت آسانتر و گسترده تر مي شود. حكومتها و بخشهاي خصوصي بايد با اشتراك مساعي و همكاري، راههاي مناسب حفاظت از حقوق اطلاعات مشتريان و مصرف كنندگان در سراسر جهان را تامين كنند.

در مورد حفاظت از تجارت جهاني، هرچه فعل و انفعالات تجاري از طريق اينترنت بيشتر مي شود، حكومتها و كسب و كارها بايد با همكاري يكديــــگر راههايي بيابند براي قاعده مندكردن وضع مالياتها از تجارت الكترونيكي بدون اينكه خللي در روند كار ايجاد شود. حفظ امنيت اينترنت نيز مهم است زيرا اقتصاد وابستگي شديدي به اينترنت پيدا كرده است. و از همه مهمتر حفاظت از فرزندانمان است زيرا اينترنت، آموزش را دگرگون كرده و به كودكان و جوانان فرصت داده تا استعداد و كنجكاوي خود را بروز دهند و تاريخ گذشته و دنياي اطراف خود را بهتر و بيشتر بشناسند. اما در عين حال آنها مي توانند در معرض خشونت و موضوعهاي مبهم و تاريك و نامناسب نيز باشند.

همانگونه كه اشاره كرديد بحث آموزش و اينترنت به عنوان يك فناوري نوين و جنبه ها و اثرات مثبت و منفي آن بويژه بر نسل جوان بسيار مهم است. در اين زمينه چه بايد كرد؟
به نظر من فايده اصلي هر فناوري جديد، افزايش پتانسيلهاي بشريت است، همانگونه كه دستيابي به الكتريسيته، تلفن، اتومبيل و هواپيما در قرن بيستم دنيا را براي بيشتر مردم در دسترس قرار داد. فناوري همه چيز ما و از جمله تعليم و تعلم را تغيير داده است. براي من مهيج ترين جنبه فناوري جديد، پتانسيل آن به عنوان يك ابزار آموزشي براي نسل جديد است. هدف ما فراهم آوردن دسترسي به اينترنت براي هر كلاس و در هر مدرسه است. در اين صورت يك ارتباط آموزشي داريم كه در آن مدرسه، خانواده، بچــه ها، موزه ها، كتابخانه ها و همسايگان به طور خلاق در اطلاعات و منابع مشاركت دارند. البته بچه هاي دهه پيش، نسل اينترنت هستند و اين نسل تنها يك شروع است. اينترنت مي تواند غيرقابل باورترين ابزار آموزشي باشد كه تاكنون پديد آمده است. البته معتقدم فناوري به تنهايي پاسخ نهايي نيست، پاسخ معلمان بزرگي هستند كه قادرند از فناوري به خوبي استفاده كنند.

ويژگيها و مزاياي اينترنت چيست؟
اينترنت دنيا را كوچكتر و ساده تر ساخته و مردم را به هم نزديكتر كرده است. توانائي ارتباطات و تبادل اطلاعات همزمان ودر مسافتهاي طولاني فراهم آمده است. ارتباط مردم كشورها با يكديگر از طريق پايگاههاي اطلاعاتي و پست الكترونيكي و نظاير آن برقرار شده است. در بحث تجارت نيز سدهاي پشتيباني و تدارك شكسته شده، زمان و مسافت كم شده، فرآيندهاي پيچيده تجاري ساده شده و خريد كالاها و خدمات مرز داخلي و خارجي نمي شناسد. اينترنت اين فرصت را به مــردم مي دهد كه اطلاعاتشان را براي كار مورد استفاده قرار دهند و بهره بيشتري از فرصتهاي به دست آمده براي زندگي بهره ورتر ببرند. اينترنــت مي تواند زندگي افراد غير مفيد و غيرموثر را در سراسر دنيا قوي و غني كند. اينترنت منبعي است براي دسترسي به اطلاعات و ارتباطات و دروازه اي است به سرزمين وسيع دانش، فرهنگ و هنر.

بااين روند آيا اينترنت همه چيز را تسخير خواهد كرد، حتي انسان را؟
اينترنت جانشين انسانها نمي شود بلكه آنها را كاراتر مي كند. اين گفته «مايكل دل» بنيانگذار شركت «دل» است. بنابراين، موارد و موضوعهاي اساسي در اجتماع و تجارت باقي خواهد ماند. هنوز شركتها به سودآوري نياز دارند، مردم به چارچوبهاي اجتماعي محتاج هستند و همانگونه كه قبلاً اشاره كردم، آموزش نيازمند معلمان بزرگ است. البته بسياري از مردم مي ترسند كه رايانه و اينترنت كارها را يكسره ماشيني كند و دنيايي بيافريند كه پراز سردرگمي و كمتر صميمانه و انساني باشد. با پيدايش تلفن نيز بسياري گمان مي كردند ديدارهاي رودررو سخت كاهش خواهد يافت. من ديد مثبتي به رخدادهاي نوين دارم.
اما در آينده با «فاصله ديجيتالي» و تقسيم ديجيتالي افراد و كشورها روبرو خواهيم بود.
اول بار WILSON و KNOWLING در تحقيقي كه انجام دادند آشكارا بيان داشتند كه تقسيم ديجيتالي يك مسئله جهاني است. پل زدن و پركردن اين فاصله ديجيتالي بسيار مهم است. ناآشنايي مردم با رايانه يعني «بي سوادي شبكه اي» بايد حذف شود، زيرا در سالهاي آينده، تركيبي از تجهيزات رايانه اي ارزان و قدرتمند براي دسترسي سريع و آسان به اينترنت ساخته و عرضه خواهد شد به گونه اي كه اينترنت از نظر عموميت و قدرت، منبعي مثل الكتريسيته خواهد بود. در حالي كه تا سال 1994 تنها حدود 500 پايگاه شبكه اي در اينترنت وجود داشت، امروزه اين رقم به بيش از سه ميليارد صفحه رسيده است.

پس به نظر مي رسد يك الگوي جديد زندگي در پيش خواهيم داشت. شما در نوشته هايتان از آن به «الگوي زندگي شبكه اي» تعبير كرده ايد.
بله، اينترنت روش تازه اي از زندگي را پديد آورده كه مي توان آن را «الگوي زندگي شبكه اي» ناميد. اين الگو به معناي دگرگــــون سازي طبيعت انساني و يا بنيانهاي زندگي مردم نيست.
اما روي كسب وكار و مشاغل به شدت تاثير گذاشته است.
«الگوي كار شبكه اي» شغلها و فعاليتها را نابود نمي كند، آنها را به حركت وا مي دارد و جابجا مي كند، يعنـــي شغل و حرفه مفهوم تازه اي پيدا مي كند. شغلهاي ساده حذف خواهد شد. در آمريكا ميليونها نفر كار مي كنند بدون اينكه هرروز به دفتر اداره بروند. كار را در خانه با رايانه و پست الكترونيكي انجـــــام مي دهند. رويكرد شغلهاي استوديوئي كه روش شركتهاي بزرگ فيلم سازي هاليود است نضج مي گيرد كه در آن تنها گروه كوچكي از كاركنان و مديران تمام وقت در زمينه هاي مالي، بازاريابي و پخش كار مي كنند. وقتي ساخت فيلمي تصويب مي شود همه نيروها از كارگردان تا هنرپيشه و... استخدام و سپس متفرق مي شوند. در اين زمينه شركتها مي توانند با «مهندسي مجدد» فعاليتها، آن دسته از فعاليتها را كه اصلي و مربوط به توليد محصولاتشان است نگه دارند و بقيه را به شركتهاي پيمانكار برون سازماني واگذارند. اين الگو به تمام معنا مشتري محور خواهد بود. روش ساخت بر پايه سفارش( BUILD TO ORDER ) كه اينك در صنعت رايانه روبه گسترش است بــــه زودي در ديگر صنايـــع و به ويژه خودروسازي، لباس دوزي، مبلمان منزل و اداره هم پذيرفته و همگاني خواهد شد.

ترجمه و تدوين: مسعود بينش

برگرفته از سايت سازمان مديريت صنعتي

منبع :
http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=6222

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 3:49  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

تاريخ : 19/10/1386

آخرين سخنراني رسمي بيل گيتس در دنياي فناوري

نمايشگاه محصولات الكترونيكي مصرفي كه از روز گذشته در لاس وگاس آمريكا آغاز به كار كرد، با آخرين حضور بيل گيتس، بنيانگذار مايكروسافت در دنياي فناوري و به عنوان رئيس بزرگترين غول نرم افزاري دنيا همراه بود.
به گزارش خبرگزاري مهر، يكي از مهمترين حوادث نمايشگاه محصولات مصرفي لاس وگاس 2008 (Ces 2008) آخرين حضور رسمي بيل گيتس در عرصه فناوري اطلاعات بود. همين مسئله موجب شد كه از سه ساعت قبل از مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه، تحليلگران، روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، توضيح دهندگان و كنجكاوان در مقابل هتل محل اقامت بيل گيتس در لاس وگاس به انتظار ورود معروفترين مرد دنياي فناوري اطلاعات بنشينند.

در حقيقت بيل گيتس سال گذشته اعلام كرد كه از نوامبر 2008 رسما از رياست مايكروسافت كناره گيري كرده و اين سمت را به استيو بالمر، مدير اجرايي خانه ردموند واگذار خواهد كرد. بنابراين نمايشگاه Ces آخرين موقعيت مهمي است كه بيل گيتس مي تواند شخصا به معرفي محصولات شركت خود بپردازد.



به اين ترتيب بيل گيتس با درك اهميت اين موقعيت استثنائي، هديه ويژه اي را براي طرفداران و شيفتگان خود و شركتش به ارمغان آورد.

در حقيقت بنيانگذار مايكروسافت، يازدهمين و آخرين سخنراني خود را در نمايشگاه لاس وگاس در قالب يك ويديوي سرگرم كننده كه باحضور شخصيتهاي معروفي چون باراك اوباما و هيلاري كلينتون (نامزدهاي رياست جمهوري آمريكا)، ال گور (برنده جايزه نوبل صلح)، استيون اسپيلبرگ (كارگردان فيلمهاي علمي تخيلي)، جورج كلوني (هنرپيشه هاليوودي) و بونو فاكس با برگزاري يك برنامه موسيقي راك كه خود با گيتار اجرا كرد به نمايش گذاشت و به اين ترتيب بازنشستگي خود را اعلام كرد.

گيتس پس از اجراي اين برنامه تفريحي، سخنراني جدي خود را اين گونه آغاز كرد: از بسياري جهات ما تنها در آغاز راه هستيم. در 10 سال آينده، فناوري زندگي ما را غني تر، متصل تر، بهره ور تر و رضايت بخش تر مي كند.



براساس گزارش روزنامه گاردين، بنيانگذار مايكروسافت در كنار همكارانش به تشريح استراتژي آينده شركت ردموند پرداخت و اظهار داشت: افزايش كيفيت نمايشگرهاي پيشرفته براي نمايش فيلم، تصوير، بازيهاي ويدويي و ...، اتصال به اينترنت، سازگاري بيشتر با دستگاههاي مختلف و تسهيل در استفاده و سرانجام فعل و انفعال با ماوس و صفحه كليد فاكتورهاي مهم استراتژي آينده مايكروسافت است.

بيل گيتس در اين نمايشگاه به شرح جزئيات بيشتر رايانه ميزي سطح (Microsoft Surface) پرداخت و توضيح داد كه اين رايانه ميزي در حقيقت يك ميز بزرگ پوشيده از نمايشگر ال سي دي (كريستال مايع) حساس به لمس است كه تمام عملكردهاي خود را تنها با لمس صفحه انجام مي دهد.

رئيس مايكروسافت در اين سخنراني به معرفي كلي محصولات اين شركت شامل سيستم عامل ويندوز ويستا براي رايانه، ويندوز لايو براي اينترنت و ويندوز موبايل براي تلفن همراه، كنسول بازي ايكس باكس 360، نرم افزار Mediaroom كه امكان نمايش بازيهاي المپيك 2008 پكن را روي پرتال ام اس ان فراهم مي كند و پخش كننده چند رسانه اي زون پرداخت.




منبع : خبرگزاري مهر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 3:59  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

کشاورزی پروژه جدید بیل گیتس
بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، در کنفرانس داووس اعلام کرد که با اختصاص 306 میلیون دلار برای توسعه کشاورزی در کشورهای فقیر راه جدیدی را در پیش گرفته است.

به گزارش سرویس بین‌الملل سیتنا، این خبر توسط بیل گیتس که به تازگی از مدیریت غول رایانه دنیا کناره‌گیری کرده قرائت شد و در فروم اقتصاد جهانی در داووس- سوئیس توجه عمومی را به سوی پریشانی اقتصادی حاکم کشاند.
این نخستین حمله به کشاورزی توسط بنیاد بیل و ملیندا گیتس، در سمینار داووس به تلاش‌های جلو برنده برای خلاصی یافتن از عنوان میلیاردری که "حرف‌های کاری" می‌زد کمک خواهد کرد و حمایت اندکی از حل مشکلات مورد بحث خواهد نمود.
گیتس، با این پیشنهاد توانست تحسین حضار را برانگیزد.
بیل گیتس گفت: "اگر ما در به پایان بردن گرسنگی و فقر در سرتاسر دنیا جدی باشیم، باید در تغییر سیستم کشاورزی برای کشاورزان کوچکی که اغلب هم زن هستند جدیت به خرج دهیم. چالشی که اینجا وجود دارد، طراحی سیستمی است که کارهای مورد نیاز را شناسایی کرده و سود را نیز دربرگیرد."
انتهای پیام

منبع :

http://www.citna.ir/3254.html

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 3:53  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

جديدترين سخنراني بيل گيتس درباره وبلاگ، بلوتوث و آينده مايكروسافت‌

روياهاي  مرد رويايي‌


بيل گيتس، بنيانگذار مايكروسافت در سخناني خطاب به مديران شركتش اعلام كرد كه وبلاگ براي كسب و كار مفيد است.

   هفته گذشته مديران ارشد مايكروسافت از سراسر جهان گردهم آمده بودند تا در كنار يكصد مدير ساير شركت‌هاي بزرگ دنيا به سخنان گيتس در مقر مايكروسافت در ايالت واشنگتن گوش دهند. حضور خبرنگاران در اين سخنراني ممنوع بود، ولي آنها مي‌توانستند از طريق پخش زنده از اينترنت به سخنان معمار انديشه‌هاي برتر مايكروسافت گوش دهند.

گيتس گفت كه بلاگ مي‌تواند ابزار مناسبي باشد تا شركت‌ها به مشتريان، كاركنان و شركاي خود بگويند كه دارند چه كار مي‌كنند. به عقيده وي، بلاگ نسبت به ايميل و وب سايت برتري دارد. او گفت كه اگرچه بلاگ‌ها در بخش رسانه به خدمت گرفته شده و اكنون به يك پديده اجتماعي تبديل شده‌اند، ولي كسب و كارها نيز مي‌توانند از آن بهره ببرند.

   گيتس سال جاري ميلادي را از نظر عرضه فناوري‌هاي زيرساختي نظير پردازشگر 64 بيتي مهم خواند و گفت: بر خلاف گذار از فناوري 8 بيتي به 16‌بيتي كه مدت‌ها پيش صورت گرفت، گذار به پردازشگر 64 بيتي هموار خواهد بود، زيرا آن هم با تجهيزات قديمي و هم جديد سازگاري دارد. در نتيجه جابجايي نرم‌افزار آسان خواهد بود. ميزان حافظه‌اي كه مي‌توانيد روي اين سيستم‌ها و كامپيوترها بگذاريد، به هيچ‌وجه مردم را دلسرد نخواهد كرد و در واقع محدوديتي وجود نخواهد داشت.

 

شبكه‌هاي فوق‌العاده عريض‌

   بنيانگذار مايكروسافت سپس به بحث «شبكه» پرداخت و گفت كه Bluetooth پهناي باند بسيار محدودي براي مبادله اطلاعات دارد و اكثرا بجاي تلفن استفاده مي‌شود. او خبر داد: مايكروسافت ظرف چند سال آينده يك شبكه منطقه‌اي كوچك جديد به نام Ultra Wideband عرضه خواهد كرد كه پهناي باندش پانصد برابر بيشتر خواهد بود. يعني سرعت انتقال اطلاعات به قدري بالا خواهد بود كه ديگر لازم نيست رايانه را به نمايشگر متصل كنيد. در مناطق وسيع‌تر، فناوري Wimax را عرضه خواهيم كرد كه سرمايه‌گذاري سنگين در موردش انجام داده‌ايم و آن تا ده‌ها مايل را پوشش مي‌دهد و هزينه‌هاي اتصال را به شدت كاهش خواهد داد. به كمك Ultra Wideband، حتي ديگر لازم نيست به فكر انتقال عكس‌هايتان از دوربين ديجيتالي بيافتيد. هر گاه به نزديكي رايانه مي‌رسيد، عكس‌هايتان به طور خودكار به آن انتقال خواهند يافت و براي هر كس كه تعيين كرده باشيد، توزيع  خواهد شد. اما امروزه بايد نگران كمبود فضاي ذخيره‌سازي باشيد.

   گيتس حتي نويد داد كه در آينده شبكه‌هاي بدون سيمي براي خانه‌ها داير خواهد شد كه انتقال محتويات ويدئويي را آسان‌ خواهد ساخت. او سپس به فناوري‌ نوين RFID )شناسايي با فركانس راديويي) اشاره كرد و گفت: آن قطعاً يك فناوري تحول‌برانگيز است، ولي نمي‌توان يك شبه آن را در همه جا به خدمت گرفت، اما اكثر كسب و كارها به زودي آن را به خدمت خواهند گرفت تا جابه‌جايي اجناس و افراد را كنترل كنند.

وي همچنين خبر داد كه به زودي به كمك پيشرفت‌هاي فناوري مي‌توان صفحه كليدهاي كوچك و مكانيسم تشخيص صدا را روي موبايل‌ها نصب كرد تا كاربر به راحتي بتواند پيام‌هاي دلخواهش را توليد كند.

 

   سرمايه‌گذاري هنگفت‌

   گيتس در ادامه اين سخنراني در هشتمين اجلاس ساليانه مديران مايكروسافت، امسال را سال تبليغات اينترنتي خواند و گفت كه گرايش به اين شكل تبليغات به دو صورت انتشار آگهي اينترنتي يا خريد كليد واژه‌هاي جست‌وجو تبلور يافته است. او سپس اعلام كرد كه مايكروسافت براي نيل به روياي كار بدون دردسر با رايانه 8/6 ميليارد دلار در بخش تحقيق و توسعه سرمايه‌گذاري كرده كه در مقايسه با ساير شركت‌ها، تنها پس از داروسازي Pfizer دوم است. اما اين رقم در صنعت فناوري بيشترين مبلغ بودجه  تحقيقاتي تلقي مي‌شود.

  گيتس همچنين به تبيين اركان روياهاي خود و همكارانش در مايكروسافت براي اين دهه پرداخت و گفت: يكي از اين ستون‌ها ارائه تعريفي جديد از سرگرمي است، اينكه هرگاه مي‌خواهيد، هر برنامه‌اي را تماشا كنيد و وقتي برنامه‌ها را تماشا مي‌كنيد، بتوانيد با افراد درون‌ آن گپ بزنيد. همچنين در دو سه سال آينده شاهد نسل تازه‌اي از بازي‌هاي ويدئويي خواهيم بود كه اختلافشان با واقعيت بسيار اندك خواهد شد. ستوني ديگر، ديجيتالي كردن شيوه زندگي است تا بتوانيد تمام خاطراتتان را ضبط كنيد و به عكس‌هاي فرزندانتان دسترسي آسان داشته باشيد. اين دو ستون بيشتر مشتري‌محور است، ولي من ترجيح مي‌دهم به دو ركن ديگر يعني تبيين مجدد بهره‌وري تجاري و اتوماسيون اقتصاد بپردازم.

   اجازه دهيد آشكارا بيان كنم: اينها ظرف يكي دو سال اتفاق نخواهد افتاد.

   ما در سال‌هاي باقيمانده اين دهه، 40 ميليارد دلار صرف تحقيق و توسعه اين اركان، يعني 10 ميليارد دلار براي هر ركن، خواهيم كرد.

   او سپس به تشريح مفهوم تبيين مجدد بهره‌وري تجاري پرداخت و گفت: امنيت مساله مهمي است، چون نه تنها بهره‌وري را پيش مي‌برد، بلكه آن را هرز مي‌دهد. اما برخي شركت‌ها با نصب ديوار آتشين در نوعي انزوا فرو رفتند، اين شيوه خيلي مشكل بود و برخي ديدند كه در بعضي جاها از امنيت برخوردار نيستند. برخي سيستم‌ها هستند كه شما نمي‌خواهيد منزوي سازيد مانند وب‌سايت و سرور ايميل‌تان بنابر اين بايد امنيت را به ميزان قابل ملاحظه‌اي بهبود بخشيد. ايميل عاري از دردسر نيست. قطعا هرزنامه بارزترين آنهاست و ما برنامه‌اي بسيار فعال داريم تا اطمينان يابيم ايميل‌ها تاييد مي‌شوند و شما نامه ناخواسته دريافت نكنيد. ما در زمينه Mail Caller ID پيشرفت‌هاي زيادي كرده‌ايم. يعني ايميل افرادي كه شما نامه‌‌نگاري مرتب با آنها داريد، به طور مستقيم وارد صندوق شود و فقط ايميل غريبه‌ها فيلتر شود تا مبادا هرزنامه باشد.

 

   كارآمدي وبلاگ در تجارت‌

   گيتس سپس به مزاياي بلاگ براي كسب و كار پرداخت و گفت كه در مورد ارسال ايميل، ممكن است چند نفر كه بايد آن را دريافت كنند، از قلم بيافتند. وب سايت‌ها نيز مشكلات خاص خود را دارند، ولي با وبلاگ يا (RSS) Real Simple Syndication مي‌توان به مردم اطلاع داد كه چه موقع اطلاعات جديدي افزوده شده است.

   گيتس گفت: بلاگ و اعلاميه‌هاي الكترونيكي برقراري ارتباط را بسيار آسان مي‌سازد. ايده نهايي اين است كه شما هر گاه مي‌خواهيد، اطلاعات را دريافت كنيد.

   در حال حاضر بسياري از كاركنان مايكروسافت شروع به نوشتن بلاگ كرده است و بيش از 700 نفر در اين شركت وبلاگ دارند. البته اكثر بلاگ‌هاي مايكروسافت درباره طرح‌هاي توسعه محصولات جديد و قديمي است و برخي از آنها استاد و دانشجويان دانشگاه‌ها را به عنوان مخاطب قرار داده‌اند. مايكروسافت در حال حاضر، ابزار بلاگ‌نويسي انفرادي توليد نمي‌كند، ولي انتظار مي‌رود به زودي وارد اين عرصه شود. اگر چنين شود، رقابتش با گوگل و سايرين مانند AOL تشديد خواهد شد.

   ايده ديگر گيتس براي تقويت تجارت، پديده بزرگ ايجاد اجتماعات اينترنتي حول محور محصولات است. او مي‌گويد: در نهايت همه شركت‌ها بايد در وب سايتشان اين توانايي را داشته باشند كه مشتريان، قطعه ‌سازان و مردم مختلف با همديگر در تعامل باشند و كاركنانشان بتوانند بر اين گفت‌وگو نظارت داشته باشند و كمك كنند.

رضا اسدي

برگرفته از سايت http://www.donya-e-eqtesad.com

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=7332

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 3:45  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

مترجم: فرزاد دانش


  گفت وگوى «يو.اس.اي.تودى» با بيل گيتس: جاه طلب تر و بلندپروازتریم

18 آبان 1383 - شرق - در خبرها آمده بود كه ۲۱ مهر ماه مايكروسافت، غول عظيم نرم افزارى ايالات متحده نسخه سوم سيستم عامل مدياسنتر (كه مفهوم آن مركز رسانه است) را معرفى كرد كه به طور رسمى از اول سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه خواهد شد.

اين سيستم عامل قابليت هاى جديدى به كامپيوترها خواهد افزود. از جمله آن كه در صورت افزودن كارت ويديو به كامپيوترهاى شخصى و با استفاده از پردازشگرهاى بسيار سريع مانند پنتيوم ۴ با قابليت پردازش ۳ گيگابايت در ثانيه و يك گيگابايت RAM، كامپيوتر شخصى به كانون و مركز رسانه در منزل تبديل خواهد شد. از ويژگى هاى اين سيستم عامل اين است كه قادر به ضبط برنامه هاى تلويزيونى، ويديويى و ماهواره اى است و چون نرم افزارهاى جديدى به اين سيستم عامل افزوده شده است، كاربر مى تواند برنامه هاى دريافتى از كانال هاى مختلف راديويى اينترنتى و كانال هاى تلويزيونى به ضبط، پخش، ويرايش و تهيه كلكسيون از برنامه هاى مورد علاقه خود بپردازد. احتمالاً در چند سال اخير با تلويزيون ها با كيفيت بالا معروف به HDTV آشنا شده ايد. سيستم عامل مدياسنتر قادر به ضبط و پخش برنامه هاى مخصوص HDTV هم هست. موسيقى و شوهاى ضبط شده از اين طريق قابل انتقال به وسايل الكترونيكى قابل حمل از جمله ام پى ترى پلير، پى دى اى (منشى ديجيتالى شخصى) و غيره نيز هست. علاوه بر اين مدياسنتر با شبكه هاى سيمى نيز سازگار است.
روزنامه يواس اى آتودى بعد از انتشار اين خبر مصاحبه اى تلفنى با بيل گيتس ثروتمندترين مرد دنيا و از بنيانگذاران غول رسانه اى مايكروسافت در مورد اين سيستم عامل ترتيب داده است كه از نظر خوانندگان مى گذرد.

• • •
• گفته بوديد مردم از ابزارهاى سرگرم كننده ديجيتالى انتظارات بالايى دارند كه برآورده نمى شود، شما چگونه مى خواهيد همه اين انتظارها را برآورده كنيد؟
آنچه مصرف كننده مى خواهد، كاملاً واضح است: يك كنترل از راه دورى كه با آن بتواند از عكس، موسيقى، تصاوير ويدئويى و برنامه هاى تلويزيونى از طريق يك وسيله با كيفيت لذت ببرد. مردم مى خواهند هم بتوانند از اين محصولات روى صفحه نمايش بزرگ در منزل لذت ببرند هم آنكه امكان انتقال آن به ابزارهاى همراه [مثل تلفن يا كامپيوتر همراه يا منشى شخصى ديجيتالى] وجود داشته باشد و بتوانند فيلم، عكس يا موسيقى مورد علاقه خود را به راحتى به هر كجا كه مى خواهند ببرند. با تحقق چنين رويايى هنوز چند سالى فاصله داريم، اما ما گام بسيار مهمى را در آن جهت از راه مدياسنتر برداشته ايم.

•بعضى از كارشناسان و تحليلگران پيش بينى مى كنند كه تا سال ۲۰۰۸ ۳، تا ۵ درصد نرخ توليد كامپيوتر، كامپيوترهايى است كه به مدياسنتر مجهزند. آيا شما با آنها هم عقيده ايد؟
منطقى است. ما احتمال مى دهيم حتى از آن پيش بينى هم بالاتر برويم. ما سرمايه گذارى كلانى انجام داده ايم تا توليدكنندگان مرتبط با اين محصول را گردهم آوريم. براى رسيدن به همه قابليت هاى مدياسنتر لازم است همه مسائل مربوط به دنياى تلويزيون در نظر گرفته شود، حقوق ديجيتالى به درستى شناخته و تبيين شود و افراد بسيار زيادى دست به دست هم بدهند تا اين محصول به نتيجه برسد. احساس من اين است كه ما در تجربه اى پيشگام شده ايم كه بسيارى از خانواده ها و خانه ها از آن استقبال خواهند كرد.

•در مورد [رقيب اصلى تان كمپانى] اپل (Apple) چطور؟

جاه طلبى و بلندپروازى ما در حوزه نرم افزارى بسيار بيشتر از آنهاست. ما بزرگ ترين بودجه تحقيقاتى را در زمينه نرم افزار صرف مى كنيم. بنابراين تعجبى ندارد كه ما بى پرواترين و ستيزه جوترين باشيم. در حوزه موسيقى صرف، كمپانى اپل بسيار خوب عمل كرد. ابزارى كه آنها به بازار عرضه كردند بسيار عالى بود. آنها به حقوقى دست يافتند كه از طريق آن امكان ردوبدل شدن موسيقى [دانلود كردن موسيقى] جنبه قانونى پيدا كرد و هم اكنون هم ادامه دارد.

ما بايد اين اطمينان را ايجاد كنيم كه در تمام موارد كارهايمان به خوبى كارهاى آنها است و در ضمن بايد سعى كنيم به مشترى نشان دهيم كه نقاط قوت و مزيت هاى اضافه ترى نسبت به رقيب داريم. اين حقيقت را نمى توان انكار كرد كه مردم به ابزارها و وسايل الكترونيكى بسيار متنوعى روى مى آورند [منظور گيتس اين است كه استفاده از خدمات موسيقى كمپانى اپل مستلزم خريد ipod يعنى سخت افزار ساخته شده توسط كمپانى اپل است، در حالى كه بايد اين انتخاب را براى مشترى محفوظ نگه داشت كه در صورت تمايل سخت افزارهاى كمپانى هاى ديگر را خريدارى كند] كمپانى مايكروسافت، سخت افزار ويژه و مخصوص عرضه نكرده در عوض اين امكان را فراهم آورده است كه سازندگان تلفن همراه و خودرو بتوانند سخت افزارى را مورد استفاده قرار دهند كه با نرم افزارهاى مايكروسافت سازگار است و ما به راحتى مى توانيم با اين سازندگان كار كنيم.

•آيا شما درصدد هستيد كه مدياسنتر شما با كامپيوترهاى اپل سازگار باشد؟
ما اعتقاد راسخ داريم كه سازگارى ميان ابزارهاى مختلف بايد به حداكثر برسد [interoperability]. ما كاملاً واضح اعلام كرده ايم اگر كمپانى اپل مايل باشد توليدات ما با توليدات آنان سازگارى پيدا كند [به اصطلاح از interoperability حمايت كنند] ما تمام تلاش خود را براى به وجود آمدن حداكثر سهولت به خرج مى دهيم. اگر بگويم يك وسيله به تنهايى قادر است همه نيازهاى مشترى را برآورده كند مثل اين است كه بگويم مثلاً مدل T آخر همه فناورى ها است.

در حال حاضر كمپانى هاى بسيار زيادى وجود دارند كه ابزارهاى ضبط و پخش موسيقى مى سازند ما نبايد مردم را وادار كنيم كه فقط از يك كمپانى خريد كنند. [نبايد حق انتخاب را از مشترى بگيريم.]

•با عرضه سيستم عامل مدياسنتر، سخت افزارهايى به نام extenders عرضه شده اند كه كاربران مى توانند تلويزيون ها يا صفحه نمايش ها در اتاق هاى مختلف يك منزل يا محل كار را به كامپيوترى در يك اتاق ديگر وصل كنند. آيا به نظر شما در درازمدت اين راه حل، نيازها را برآورده خواهد كرد؟

مردم حق انتخاب دارند مى توان از extenderها استفاده كرد يا آن كه كامپيوتر را به محل قرار گرفتن تلويزيون منتقل كرد. هر چقدر ابزارى رفاه و آسايش بيشترى فراهم كند و كمتر كاربر را به دردسر بيندازد موفقيت بيشترى كسب خواهد كرد.

از مزيت هاى مدياسنتر اين است كه طورى تنظيم شده است كه به طور خودكار خود را به روز درمى آورد (Auto Update) بدون آن كه كاربر تنظيم خاصى انجام بدهد به طور خودكار هر نوآورى جديدى كه به مدياسنتر افزوده شود در كوتاهترين زمان ممكن در كامپيوتر شما هم روزآمد خواهد شد كه هم از جنبه تامين امنيت مهم است هم آن كه تمام بهبودها در اين سيستم اعمال مى شود.

•از امنيت صحبت به ميان آورديد. اينترنت اكسپلورر مايكروسافت بدنامى شديدى در مورد نقاط ضعف و راه هاى نفوذ پيدا كرده و شما مدام از كاربران مى خواهيد كه با وصله و پينه كردن جلوى اين راه هاى نفوذ را بگيرند و مدام بسته هاى جديد ارسال مى كنيد تا كاربران ويندوز خود را به روز درآورند؟
بايد درك كنيد كه دليل آن دانلود كردن نرم افزارهاى اشخاص ثالث است. [توضيح اينكه شما نرم افزارى را از اينترنت دانلود مى كنيد بعضى از ارائه كنندگان نرم افزار از شما اجازه مى گيرند و مى پرسند مى خواهيد همراه نرم افزار ما نرم افزار شريك ما نيز روى كامپيوترتان نصب شود؟ اكثر كاربران از سر بى توجهى اجازه مى دهند. بعضى از ارائه كنندگان نرم افزارها مخصوصاً نرم افزارهاى مجانى بدون اطلاع كاربر نرم افزارهاى شخص ثالث را روى كامپيوترتان نصب مى كنند]

•در سيستم عامل جديد باز هم اين گرفتارى وجود دارد؟
ممكن است. بايد رويكردهايى اتخاذ شود كه مردم از گرفتن نرم افزارهايى كه به آن نياز ندارند خوددارى كنند.

•آيا قرار نيست ويندوز به ابزارهاى ضدويروس و ضدنرم افزارهاى جاسوسى مجهز شود؟
نمى تواند جزيى از ويندوز باشد. بايد اين كار به صورت خدمات بعد از فروش انجام شود. معمولاً اشخاص ثالثى در اين زمينه وجود دارند كه اين كار را به صورت تخصصى بسيار خوب انجام مى دهند. به هرحال هنوز در مايكروسافت طرح و برنامه اى براى افزودن قابليت ضدويروسى و ضدجاسوسى تدوين نشده است.

•گوگل و ياهو موتورهاى جست وجوى بسيار قوى دارند و به همين دليل خواسته هاى كاربر را برآورده مى كنند و جست وجو به يكى از مهمترين قابليت هاى اين سايتها تبديل شده است. مايكروسافت در مورد جست وجو چه كرده است؟
در نسخه بعدى ويندوز (كه به لانگهورن Longhorn معروف است) قابليت جست وجوى بسيار عالى و شگفت انگيز در نظر گرفته شده است. در حقيقت، حتى پيش از عرضه آن در سال ،۲۰۰۶ سايت MSN قابليت جست وجوى بسيار غنى فراهم آورده و در اختيار گذاشته است. ما رقباى بسيار هوشمندى همچون گوگل و ياهو را در اين حوزه داريم اما ما راه هايى را مى بينيم كه مى توانيم دامنه جست وجو را فراتر از آن چه تاكنون عرضه شده گسترش دهيم.

• با توجه به اين كه در لس آنجلس كار مى كنيد، چگونه استوديوهاى مختلف را متقاعد مى كنيد كه سيستم عامل مدياسنتر حافظ حقوق معنوى آنان است؟
ما زمان بسيار زيادى را صرف استوديوها كرديم و سعى كرديم به آ نان بقبولانيم كه هر چقدر دسترسى به توليدات آنان آسانتر شود تجارتشان پررونق تر مى شود و كامپيوتر اين سهولت را ايجاد مى كند. آنها هم به اين نتيجه رسيده اند كه صنعت موسيقى خيلى زودتر از اينها بايد به فكر سيستم اشتراك و رد و بدل شدن موسيقى از طريق اينترنت مى افتاد. با عرضه مدياسنتر، كامپيوتر از اتاق مطالعه راهى اتاق نشيمن و حال منزل مى شود.

•گفته مى شود كه گوگل هم مى خواهد يك مرورگر به بازار عرضه كند. از سويى اينترنت اكسپلورر اين قدر مشكل امنيتى دارد. پس چطور مى توانيد مشترى هاى خود را حفظ كنيد؟
بيشترين سرمايه گذارى روى مرورگرها در جهان به وسيله مايكروسافت انجام شده است. ۹۰ درصد مردم دنيا از آن استفاده مى كنند. بنابراين هيچ تغيير مهمى پيش رو نيست.
 
منبع :http://www.itiran.com/?type=interview&id=2756
 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 3:40  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

بیل گیتس روزانه چهار ميليون هرزنامه دريافت مى کند!
جمعه,2 آذر 1383
"بيل گيتس " بنيانگذار و رييس هيات مديره شرکت نرم افزارى مايکروسافت روزانه چهار مليون هرزنامه دريافت مى کند.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از ايرنا، هرزنامه به نامه هاى الکترونيکى اطلاق مى‌شود که بدون درخواست صاحب صندوق پستى براى وى ارسال مى شود.
به گفته مديرعامل مايکروسافت ، استيو بالمر، يک بخش کامل وظيقه دارد تا به صورت نرم افزارى جلوى ورود نامه هاى ناخواسته را به صنوق پستى الکترونيکى بيل گيتز بگيرد.
به گفته بالمر، با وجود اين نرم افزار که مخصوص بيل گيتز طراحى شده است و در حالى که خود وى نيز جزو کسانى است که هرزنامه هاى زيادى دريافت مى کند، تنها چيزى در حدود ده هرزنامه در هر روز به صندوق پستى وى مى رسند.
هرزنامه ها معمولا حالتى تبليغاتى دارند و به طور همزمان براى تعداد زيادى از کاربران ارسال مىشود. هزينه نداشتن ارسال نامه هاى الکترونيکى و قابليت ارسال همزمان تعداد زياد نامه ها باعث شده است که در ماههاى اخير هرزنامه ها به يکى از مشکلات دنياى اينترنت تبديل شود.
آخرين آمارها حکايت از آن دارد که چيزى در حدود هشتاد درصد نامه هاى فعلى که بين کاربران رد و بدل مى‌شود هرزنامه هستند.
بيل گيتز يک سال پيش در داووس سوئيس وعده داده که تا يک سال ديگر هرزنامه ها به زانو در مى‌آيند.

منبع : http://www.iritn.com/index.php?action=show&type=news&id=5220

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 3:10  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

بیل گیتس کتاب جدیدی می‌نویسد
جمعه,31 ارديبهشت 1384



بیل گیتس، بنیانگذار و رئیس شرکت مایکروسافت درصدد نگارش کتاب دیگری است که در آن چگونگی تاثیرگذاری فناوری‌های جدید را روی مردم و موسسات تجاری تشریح کرده است.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از خبرگزاري سلام، آخرین کتاب بیل گیتس با عنوان لاتین «Business@ at the speed of theughg» در سال 1996 منتشر شد و کتاب جدید وی هنوز در مراحل اولیه نگارش است و تاریخی برای عرضه آن اعلام نشده است.

به گفته سخنگوی مایکروسافت، بیل گیتس در حال حاضر در حال فکر کردن به ایده‌های مختلفی است که می‌تواند در نگارش این کتاب به کار گرفته شود.

گفتنی است که گیتس در سال 1995 نیز کتاب «راه پیش رو» را با همکاری 2 نویسنده دیگر تالیف کرده بود.

 

منبع :

http://www.iritn.com/index.php?action=show&type=news&id=7845

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 3:7  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

بیل گیتس: اپل، ریز می‌بینمت!
سه شنبه,15 ارديبهشت 1384



با وجود توجهی که این روزها به سیستم عامل جدید شرکت اپل موسوم به ببر (Tiger) معطوف شده است، بیل گیتس، رئیس شرکت مایکروسافت و عرضه کننده سیستم عامل معروف ویندوز معتقد است که اپل کماکان سهم بسیار کوچکی از بازار نرم افزار را در جهان در اختیار دارد.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از خبرگزاري سلام، وی که در جریان نشست انجمن نویسندگان صنایع تجاری آمریکا سخن می‌گفت حملات لفظی متعددی را بر ضد اپل صورت داد، اما در مقابل این سوال که چرا مایکروسافت برای عرضه نسخه بعدی سیستم عامل ویندوز موسوم به لانگ هورن اینقدر تعلل می‌کند، سکوت کرد.

گیتس افزود که چون اپل سهم بسیار کوچکی از بازار را در اختیار دارد تلاش می‌کند با سر و صدا و هیاهو توجه سایرین را به خود جلب کند، اما Tiger هرگز نمی‌تواند با ویندوز رقابت کند. گفتنی است که استیو جابز هم هفته پیش مدعی شد که مایکروسافت از روی دست اپل کپی می‌کند!

منبع :

http://www.iritn.com/index.php?action=show&type=news&id=7582

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 3:6  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

مردي كه مي‌توانست ‌بيل گيتس باشد

ترجمه: بابك احترامي‌
ماهنامه شبکه - مهر ۱۳۸۴ شماره 58

اشاره :

صنعت كامپيوتر مملو از شخصيت‌هاي بزرگ و داستان‌هاي عجيب است. اما يكي از اين داستان‌ها به مرور به يك افسانه‌ بدل شده‌است. اين داستان، سرگذشت يكي از پيشكسوتان دنياي نرم‌افزار است كه فرصت بزرگي را از دست داد. Garry Kildall كسي بود كه مي‌توانست سيستم عامل اولين كامپيوتر شخصي IBM را تأمين كند و در رقابت با بيل گيتس و مايكروسافت، كنترل آينده تكنولوژي را به دست بگيرد. ولي اين بخت را از دست داد و شايد بخت معرفي‌شدن به عنوان ثروتمند‌ترين فرد جهان را هم از دست داده باشد.


منبع: بيزنس ويك‌

ماجرا از اين قرار بود كه در يك روز سرنوشت‌ساز تابستاني در سال 1980، سه آي‌بي‌امي محافظه كار به ديدار يك گروه از برنامه‌نويسان هيپي در شركت Digital Research INC مي‌رفتند و اميدوار بودند كه بتوانند مجوز سيستم عامل پيشتاز صنعت اين شركت، به نام CP/M را بگيرند.
 
در عوض، بنيانگذار يعني همين گري كيلدال، آدم‌هاي IBM را رها كرد و سوار ‌بر هواپيمايش به تعطيلا‌ت رفت. آي‌بي‌امي‌ها هم با دلخوري از اين موضوع، به سراغ بيل گيتس و سيستم عاملش رفتند. اين حكايت آن قدر تكرار شده كه اگر به كسي بگوييد: <روزي كه گري كيلدال با هواپيمايش رفت>، بقيه داستان را خودش مي‌داند. اگر چه كيلدال به خاطر ابداعات فني بسياري كه دارد، تقدير مي‌شود، اما خيلي‌ها معتقدند وي يكي از بزرگ‌ترين خطاهاي تاريخ كسب‌وكار را مرتكب شد.

اگر اين اتفاق نمي‌افتاد، چه؟ چه مي‌شد اگر IBM و مايكروسافت، كيلدال را، نمي‌گوييم از يك ثروت هنگفت، ولي از اعتبار بزرگي در انقلاب PC محروم نمي‌كردند؟ اين فرضيه اصلي يكي از بخش‌هاي كتابي است به نام <آمريكا را آن‌ها ساختند>؛ يك كتاب تاريخي جدي، اثر نويسنده بلند آوازه و سردبير سابق چند روزنامه. اين كتاب كه توسط نشر Little Brown چاپ و منتشر شده‌است، 70 مبتكر آمريكايي را مورد بررسي قرار داده و درواقع پيش‌درآمدي است براي جلدهاي بعدي.

و با اين‌كه ساير نويسندگان مطالب فني ماجرا‌هاي كيلدال را مطرح كرده‌اند، اما ايوانز بخش مربوط به كيلدال را بر اساس خاطرات 226 صفحه‌اي خود كيلدال نوشته  كه هيچ وقت منتشر نشده است. كيلدال اين خاطرات را درست قبل از مرگش در سال 1994 نوشته بود. اوايل به نظر مي‌رسيد كيلدال بهترين كسي است كه مي‌شد آينده صنعت نوپاي كامپيوتر را در چشمان او جستجو كرد. اما كم‌كم كه به اواخر عمرش نزديك شد، سر از ميخانه‌ها در‌آورد و گرفتار الكل شد تا اين كه در سن 52 سالگي دار فاني را وداع گفت.

<آمريكا را آن‌ها ساختند> كتابي است كه سوابق برخي از بازيگران كليدي عصر كامپيوتر آن زمان را مورد حمله قرار داده است؛ به طور مشخص گيتس، IBM، و تيم پاترسون، برنامه‌نويس سياتل كه سيستم عاملي به نام QDOS را بر مبناي CP/M نوشت كه بعدها همان DOS شد. آن طور كه كتاب نوشته، به خاطر حاكم شدن بيل گيتس به جاي مغزي چون كيلدال است كه <ما مجبوريم بيش از يك دهه خرابي‌هاي عجيب و غريبي را تحمل كنيم كه هيچ وقت هزينه‌هاي آن‌ محاسبه نشده‌اند>. ديويد لفر، يكي از همكاران ديوانز در تأليف كتاب مي‌گويد: <ما داريم سعي مي‌كنيم خاطرات را اصلاح كنيم. سيستم عامل پي‌سي را گيتس اختراع نكرده، و هر جا نوشته‌اند كه او اين كار را كرده اشتباه است>.

هيچ شكي نيست كه كيلدال يكي از پيشتازان اين صنعت بوده است. او با ابداع اولين سيستم عامل ريزكامپيوترها در اوايل دهه 1970، امكان ساخت اولين كامپيوترهاي شخصي را براي شركت‌ها و علاقه‌مندان فراهم كرد. صرف‌نظر از مسائل قانوني، سيستم عامل اوليه داس مايكروسافت تا حدودي بر مبناي سيستم‌عامل CP/M كيلدال نوشته شد. بينش او اين بود كه با ساخت سيستم عاملي مجزا از سخت‌افزار، مي‌توان برنامه‌ها را در كامپيوترهايي به‌اجرا درآورد كه سازندگان متفاوتي دارند. به قول تام رولاندر، دوست كيلدال و رئيس سابق DRI، <چيزي كه گري را واقعاً سر حال مي‌آورد، نوآوري بود>.

با اين وجود، كتاب ايوانز به طور كامل روشن نكرده است كه كيلدال چگونه مغلوب گيتس شد. اين كتاب اساساً بر نوشته‌هاي كيلدال، خانواده، و دوستان او تكيه كرده است. ايوانز مي‌گويد: از گيتس درخواست مصاحبه كرده، اما مايكروسافت نپذيرفته است. او با IBM يا Paterson تماس نگرفته، ولي از بريده نشرياتي كه قبلاً اين موضوع را چاپ كرده‌اند، استفاده كرده است. IBM حاضر نشد براي اين مقاله با بيزنس‌ويك صحبت كند.

اما مسؤلا‌ن سابق اين شركت، با برداشت كيلدال از وقايع مخالفت كردند. مايكروسافت كتاب را <جانبدارانه و ناصحيح> مي‌داند و مي‌گويد: شركت به <نقش بنيادين> خود در صنعت افتخار مي‌كند. پترسون قبول ندارد كه مالكيت معنوي كيلدال را به سرقت برده است و مي‌گويد: تعجب مي‌كند كه نويسندگان با وي تماس نگرفتند <شايد فكر كنيد آن‌ها مي‌خواسته‌اند. ولي پيداكردن من كار سختي نيست>.

خاطرات مبهم
چيزي كه پيدا كردنش سخت است، حقيقت است. با وجود ده‌ها مصاحبه‌اي كه بيزنس‌ويك با افراد درگير با اين ماجرا انجام داده، هيچ تصوير واضحي از روزهاي سرنوشت‌ساز تابستان سال 1980 به دست نيامده است. با اين كه كيلدال در خاطراتش ادعا كرده كه روز اول با IBM ملاقات داشته و با هم دست داده‌اند، اما وكيل خود DRI در آن زمان مي‌گويد: هيچ توافقي صورت نگرفت.

يكي از آي‌بي‌امي‌هايي كه آن روز به DRI رفته بود، تأكيد دارد كه با كيلدال صحبت نكرده است. اما جك سمز، يكي ديگر از آن‌ها، مي‌گويد: احتمال دارد به كيلدال معرفي شده باشد. ولي چيزي يادش نمي‌آيد. سمز مي‌گويد: حافظه ضعيف و روايت‌هاي متضاد از اين ماجرا اجازه نمي‌دهند بتوان به طور دقيق به ياد بياورد كه در آن روزها چه گذشت: <به آن روزها كه نگاه كنيد، مي‌بينيد خيلي از اطلاعات، از روي عمد به صورت نادرست منتشر مي‌شدند>. او با اشاره به اين كه ابتدا IBM مدعي بود كه اولين سيستم‌عامل را خودش اختراع كرده است، مي‌گويد: <ما مي‌گفتيم كار ماست، كيلدال مي‌گفت كار اوست، مايكروسافت هم مي‌گفت كار آن‌هاست>.

با اين‌حال شروع ماجرا هيچ نقطه ابهامي ندارد. چند تن از آي‌بي‌امي‌ها كه براي ساخت كامپيوتر شخصي روي پروژه‌اي سري كار مي‌كردند، در آگوست سال 1980 به سياتل پرواز كردند تا ببينند گيتس سيستم عاملي دارد كه در اختيارشان بگذارد يا نه. او چنين سيستم عاملي نداشت و آن‌ها را به كيلدال ارجاع داد. روز بعد كه آن‌ها در شركت DRI حضور يافتند، همسر آن زمان كيلدال، كه مدير فروش شركت هم بود، حاضر نشد قرارداد
 non-disclosure (روِيت نشده) آن‌ها را امضا كند.

كيلدال چگونه باخت

در روزهاي سرنوشت‌ساز تابستان 1980، گري كيدال، پيشتاز عرصه نرم‌افزارهاي PC، فرصت تأمين سيستم‌عامل اولين PC ساخت IBM را از دست داد و اين فرصت طلا‌يي را به بيل ‌گيتس تقديم كرد. مروري مختصر برآنچه كه اتفاق افتاد: 

21 آگوست 1980: آي‌بي‌امي‌ها به ديدن بيل گيتس رفتند و طرح‌هاي خود را براي كامپيوترهاي شخصي آينده بازگو كردند. آي‌بي‌امي‌ها متوجه شدند كه گيتس نمي‌تواند سيستم عامل مورد نظر آن‌ها را تأمين كند. گيتس آن‌ها را به گري كيلدال و شركت DRI ارجاع مي‌دهد كه سيستم عاملي به نام CP/M دارد.

22 آگوست 1980: آي‌بي‌امي‌ها در پاسيفيك گرو، به ديدن دوروتي مك ايون، همسر كيلدال و مدير بازرگاني DRI  مي‌روند. آي‌بي‌امي‌ها مي‌گويند: نتوانستند بر سر يك قرارداد non-disclosure با مك ايون به توافق برسند و كيلدال را هم ملاقات نكردند. اما كيلدال در خاطراتش مي‌گويد: آي‌بي‌امي‌ها را ديده و با آن‌ها به يك توافق شفاهي رسيده كه مجوز CP/M را به آن‌ها بدهد.

28 آگوست 1980: گيتس با عقد يك قرارداد مشاوره با IBM متعهد مي‌شود براي كامپيوترهاي شخصي نرم‌افزار بنويسد. سپس سيستم عامل QDOS را كه شبيه به CP/M بود، به قيمت 50 هزار دلار مي‌خرد. مايكروسافت QDOS را دستكاري مي‌كند، نامش را به DOS تغيير مي‌دهد، و مجوز آن را به IBM واگذار مي‌كند.

21 جولاي 1981: كيلدال با IBM درگير مي‌شود. او مدعي است DOS كپي‌رايت CP/M را نقض كرده است. او قبول مي‌كند از IBM شكايت نكند و IBM هم تعهد مي‌دهد در كامپيوترهاي شخصي، از سيستم عامل CP/M استفاده كند.

12 آگوست 1981: IBM با اعلام ورود پي‌سي خود، CP/M را به مبلغ 240 دلار و داس را به مبلغ فقط 40 دلار عرضه مي‌كند. داس خيلي زود CP/M را از دور بيرون مي‌راند و به عنوان سيستم عامل استاندارد كامپيوترهاي شخصي، موقعيت خود را تضمين مي‌كند.

 
او اكنون گرفتار سرطان مغزي است و چيزي از اين ماجرا را به خاطر نمي‌آورد. اما رولاندر، كه آن روز صبح با كيلدال به يك سفر تجاري رفتند، به بيزنس‌ويك گفته است كه عصر همان روز برگشته‌اند و با IBM ملاقات داشته‌اند.

اگر كيلدال آن روز به توافقي هم رسيده باشد، توافق زياد محكمي نبوده است. سمز مي‌گويد: كمي بعد در منطقهPacific Grove به ديدن كيلدال رفته است. اما به توافقي نرسيده‌اند. در همين زمان‌ها، او يك بار ديگر گيتس را ديده است. هم سمز و هم گيتس از سيستم عاملي كه پترسون در شركت كامپيوتري سياتل ساخته بود، خبر داشتند. آن طور كه سمز حكايت مي‌كند: <گيتس گفت: خودت مي‌خواهي QDOS را بگيري يا دوست داري من اين كار را بكنم؟ و من هم گفتم هر جور شده خودت اين كار را بكن>. گيتس برنامه پترسون را با بهاي50 هزار دلار خريد و اسمش را DOS گذاشت. كمي آن‌را تغيير داد و با مبلغي اندك به ازاي هر نسخه، مجوز آن را به IBM واگذار كرد.

شليك به هدف

بيل‌گيتس در سال 1985: سيستم‌عامل داس او، به سيستم‌عامل CP/M، متعلق به كيدال، بسيار شبيه بود.

بيشتر از يك سال طول نكشيد كه كيلدال متوجه شد گيتس، دوست قديمي‌او، قرارداد نرم‌افزار را از چنگش بيرون كشيده است. IBM در مدت كوتاهي نمونه‌هاي آزمايشي پي‌سي خود را قبل از اعلام نهايي، در آگوست 1981، بيرون فرستاد و يكي از مشاوراني كه براي DRI كار مي‌كرد، متوجه شد كه سيستم عامل آن بسيار شبيه به CP/Mاست. اين مشاور به خاطر مي‌آورد كه كيلدال به صفحه نمايش نگاه مي‌كرد و از تعجب ميخكوب شده بود: <پاره‌اي تغييرات ظاهري وجود داشت. اما اساساً همان برنامه بود>.

كيلدال خشمگين شده بود و همراه با جان كتساروس، يكي از معاونان خود، در رستوراني در سياتل به ملاقات گيتس رفت تا اختلافات را حل كند. اما هيچ چيز حل نشد.
 
كيلدال جلوي IBM هم ايستاد. اما مشكلش اين بود كه قانون حق تكثير نرم‌افزار، تازه وضع شده بود و هنوز معلوم نبود چه چيزي تخلف از اين قانون را محسوب مي‌شود. وكيل DRI معتقد است: با توجه به تعدد شباهت‌هايي كه ميان DOS و CP/M مشاهده شد، اگر امروز بود، مي‌توانستيد كار را به دادگاه بكشانيد و راي تخلف از قانون بگيريد. اما سال 1981 چنين چيزي امكان نداشت.

اولين كامپيوتر IBM كه با سيستم‌عامل بيل‌گيتس ارائه شد.

به همين دليل، كيلدال به جاي شكايت‌كردن، موافقت كرد مجوز CP/M را به <آبي بزرگ> بدهد. اما وقتي كامپيوترها بيرون آمدند و ديد كه IBM براي هر نسخه CP/M دويست و چهل دلار مي‌گيرد و براي هر نسخه داس 40 دلار، مات و مبهوت ماند. آن طور كه كيلدال در خاطراتش نوشته است: <به نظر من، كل اين سناريو را IBM طراحي كرده بود تا مفت و مجاني به استاندارد فعلي برسد>.

در عرض چند سال، كامپيوترهاي شخصي IBM روي هر ميزي ظاهر شدند. و مايكروسافت برترين تأمين‌كننده سيستم عامل شد. CP/M به مرور از دور خارج شد. كيلدال هم بالاخره در سال 1991 شركتش را به مبلغ 120 ميليون دلار به ناول فروخت و رفت به سراغ تكنولوژي مالتي‌مديا.

اما ديگر نتوانست بازيگر تعيين‌كننده صنعت باشد. دوستان او مي‌گويند: هر وقت داستان <پرواز در زمان ديدار>IBM  مطرح مي‌شد. كيلدال از خشم به خود مي‌لرزيد.

تير خلاص زماني زده شده كه دانشگاه واشنگتن در سال 1992، كيلدال را براي شركت در سالگرد بيست و پنجمين برنامه علوم كامپيوتري خود دعوت كرد. كيلدال يكي از اولين و ممتازترين فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه بود و مدرك دكترا گرفته بود. با اين وجود در اين مراسم، گيتس را به عنوان سخنران اصلي در نظر گرفته بودند، كه از دانشگاه هاروارد ترك تحصيل كرده بود. كيلدال مي‌گويد: اين ضربه در او انگيزه نوشتن خاطراتش را ايجاد كرد: <خوب لابد او تحصيلات عاليه داشته كه به اينجا آمده. ولي اين تحصيلات مال من بوده نه او>.

دلخوري كيلدال قابل درك است. اما حتي دوستان او هم معتقدند كه تقصير خودش بوده است. او گرچه از لحاظ علمي و فني شخص برجسته‌اي بود، اما از نظر تجاري ضعيف بود. يك اشتباه بزرگ او اين بود كه بلافاصله نسخه پيشرفته‌تري از CP/M را آماده نكرد. او در ارائه سيستم عامل 16 بيتي، كند عمل كرد. همين تأخير بود كه به پترسون فرصت داد يك سيستم عامل 16 بيتي بنويسد و به قول سمز، چون سيستم عامل DRI در تابستان 1980 آماده نبود، IBM تصميم گرفت با گيتس وارد معامله شود.

حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه اگر كيلدال در آن روزها از گيتس عقب نمي‌ماند، آيا مسير تاريخ عوض مي‌شد؟ جان وارتون، مشاور فني و از دوستان كيلدال مي‌گويد: <مطمئناً چنين مي‌شد>. او معتقد است: اگر كيلدال در جايگاه امروز گيتس قرار مي‌گرفت، صنعت كامپيوتر بيشتر از اين، دانشگاهي و نوآورانه مي‌شد. اما ديگران مي‌گويند: كيلدال آن چه را كه براي راهبري صنعت لازم است، در اختيار نداشت. بيل موفق شد. چون سوداگر سرسختي بود. اما گري اين سرسختي را نداشت.

منبع :

http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1001971

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 2:55  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

هفت اصل بیل گیتس

 بيل گيتس، رئيس شركت  مايکروسافت، و ثروتمند ترين مرد جهان ( و ضمنا بزرگترين نيكو كار دنيا ) در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان بايد بدانند چنين بيان كرد :
1: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
2: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
3: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
4: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
5: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار يک فرصت بود.
6: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
7: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

 

منبع : http://www.shariaty.com/dif/7-asle-billgates.htm

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 2:40  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

1 - بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درامد داره، يعني 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال!
2 – اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيوفته به خودش اين دردسر رو نميده كه برش داره، چون در 4 ثانيه اي كه برداشتنش طول ميكشه، اين پول عايدش شده!
3 – آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي داره و بيل گيتس به تنهايي ميتونه ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كنه!
4 – او ميتونه نفري 15 دلار به همه جمعيت جهان بده و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند!
5 – اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخوره و همه 30 ميليون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس بشه!
6 – اگر بيل گيتس رو به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان ميشه! يا به تنهايي درامدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي بي ام!
7 – اگر همه ثروت بيل گيتس رو تبديل به يك دلاري كنيم ، ميشه جاده اي از ماه تا زمين باهاش كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول ها پرواز كنند.
8 – اگر فرض رو بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگه هم زنده خواهد بود، ميتونه روزي 78/6 ميليون دلار خرج كنه قبل از اينكه به بهشت بره!
9 – اما!!! اگر كاربران ويندوزهاي مايكروسافت بتونن بابت هرباري كه كامپيوترشون هنگ ميكنه، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرن، وي تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!!

 

منبع : http://www.85b.blogfa.com/post-437.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 2:39  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

وبلاگ “College Startup” در تازه ترین پست خود با حمایت از تئوری “برای تبدیل شدن به یک ثروتمند موفق همیشه نیاز نیست که جوانی را روی انبوهی از کتاب ها گذراند”، این فهرست را طبقه بندی کرده است.

در این طبقه بندی، 15 نام معروف ترین میلیاردرهای دنیا که تحصیلات دانشگاهی ندارند، مشخص شده است.

در رتبه اول این طبقه بندی، ریچارد برانسون بنیانگذار شرکت هواپیمایی “ویرجین” قرار گرفته است که در 16 سالگی مدرسه را برای راه اندازی اولین شرکتی که مجله Student Magazine بود، رها کرد. سپس وارد تجارت شد و موفقیت های چشمگیری را که امروزه از آنها برخوردار است، بدست آورد. ریچارد برانسون درحال حاضر مالک 360 شرکت بزرگ است.

در رتبه دوم این طبقه بندی، “کوکو چانل” سبک گرا قرار گرفته است که موفقیت را از هیچ بوجود آورد. وی یتیم بود و امکان رفتن به مدرسه را نداشت، اما در پایان توانست تبدیل به یکی از سبک گرایان برجسته دنیا شود.

مایکل دل، بنیانگذار شرکت انفورماتیکی “دل” رتبه بعدی را به خود اختصاص داده است که تنها با هزار دلار در جیب و یک دنیا اشتیاق کالج را در سن 19 سالگی ترک و شرکت PCs Limited را تاسیس کرد و پس از آن به یکی از بزرگترین نامها در عرصه تولید رایانه های شخصی “دل”( Pc: Dell Inc) تبدیل شد.

در رتبه چهارم این فهرست، والت دیسنی پدر معروف میکی ماوس ایستاده است که در 16 سالگی مدرسه را ترک کرد و تبدیل به “ارباب دیسنی” شد. امروز شرکت والت دیسنی 30 میلیارد دلار سود دارد.

 رتبه پنجم متعلق به “هنری فورد” است که در 16 سالگی تحصیل را رها کرد و به عنوان یک مکانیک ماشین مشغول به کار شد و بعدها با تلاش و کوشش شرکت خودروسازی “فورد” را تاسیس کرد و توانست صنایع خودروسازی را متحول کند.

اما شاید معروفترین نام های این فهرست 15 نفره متعلق به بیل گیتس و رقیبش استیو جابز باشد.

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت دانشگاه را ترک کرد و هرگز لیسانس نگرفت، اما توانست از سال 1995 تا سال 2006 “عنوان ثروتمندترین مرد دنیا” را به خود اختصاص دهد.

استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل نیز تنها یک نیمسال تحصیلی به کالج رفت و پس از ترک دانشگاه اول برای شرکت “آتاری” کار کرد و سپس شرکت ” اپل کامپیوتر” را بنیان گذاشت.

در رتبه بعدی “فرانک لیوید رایت” نابغه میلیاردری قرار گرفته است که هیچ مدرک تحصیلی ندارد.

بنابراین گزارش،”فالینگ واتر” طراح معروف ساختمان در جایگاه بعدی ایستاده است. وی هرگز در دبیرستان ثبت نام نکرد اما توانست تبدیل به یکی از موثرترین آرشیتکت های قرن بیستم شود.

از این طبقه بندی می توان نتیجه گرفت که نبوغ، شجاعت و شانس اساس داستان پیروزی تمام این شخصیت های موفق بوده است.

منبع :

http://itnevesht.wordpress.com/2007/11/08/licensenone/

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 2:50  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 


بیل گیتس سیر نزولی حضور کیبورد را پیش‌بینی می‌کند
براساس پیش‌بینی مایکروسافت، طی 5 سال آینده بیشتر جست‌وجوهای اینترنتی از طریق فناوری گفت و شنود انجام خواهد گرفت نه از طریق تایپ بر روی یک کیبورد.

به گزارش سرویس بین‌الملل سیتنا، بیل گیتس، مالک مایکروسافت اعلام کرد مردم به استفاده از رایانه‌های مجهز به فناوری صوتی یا صفحه لمسی نسبت به کیبورد تمایل بیشتری دارند.
بیل گیتس در در نقطه پایانی تور خداحافظی خود، پیش از آنکه فعالیت روزانه‌اش را در این شرکت در ماه جولای به پایان برساند، گفت: "این یکی از بزرگترین شرط بندی‌هایی است که ما انجام می‌دهیم".
گیتس در جمع حدود 1200 دانشجو و اعضای دانشکده دانشگاه Carnegie Mellon همچنین به توسعه و بسط نرم افزارها در شاخه‌های گوناگون علوم از جمله بیولوژی و ستاره‌شناسی اشاره کرد و گفت که نرم‌افزارهای پس از این پیشرفته‌تر هم خواهند شد.
به گفته وی، نرم‌افزارها مطالب بسیاری را در خود جای خواهند داد پس…. برای استفاده از داده‌های آن‌ها یادگیری نحوه کاربرد لازم و ضروری است.
مایکروسافت در نظر دارد با دانشگاه‌های گوناگون علاوه بر علوم رایانه و محققین در زمینه‌های علمی متعدد قراردادهایی را منعقد نماید تا بتواند در مورد جایگاه‌هایی که نیاز به نوآوری و ابتکار دارند، درک بهتری پیدا کند.
گفتنی است، گیتس در نظر دارد با بازنشستگی از مایکروسافت از جولای آینده به فعالیت‌های بشر دوستانه بپردازد.
انتهای پیام

منبع : http://www.citna.ir/
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 2:37  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

شنبه,10 مرداد 1384



يک روز بعد از آن که مايکروسافت برنامه جديدی برای مبارزه با تکثير غير مجاز سيستم عامل ويندوز براه انداخت، خرابکاران رايانه ای يا هکرها توانسته اند راهی برای نفوذ به آن بيابند.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از بي بي سي، بزرگترين سازنده نرم افزار جهان برنامه ای به نام Windows Genuine Advantage طراحی کرده که کاربران را ملزم می کند برای دريافت هرگونه نرم افزار امنيتی جديد اين شرکت، اصالت نسخه سيستم عامل خود را به اثبات برسانند.

اما هکرها می گويند می توان اين بازرسی را با وارد کردن يک فرمان ساده JavaScript در مکان آدرس مرورگر اينترنت و فشردن دکمه ورود پشت سر گذاشت. به گفته آنها، با اين ترفند، عمليات تاييد اصالت ويندوز در سايت مايکروسافت صورت نخواهد گرفت و کاربر يکراست به محل دريافت نرم افزارهای به روزرسانی انتقال خواهد يافت.

شرکت مايکروسافت اعلام کرد در حال تحقيق درباره اين گزارشهاست و می خواهد مطمئن شود اين نقص دردسر امنيتی تازه ای نيست.

در حال حاضر کليه کاربران ويندوز، حتی کسانی که نسخه غير قانونی ويندوز را دارند، می توانند سيستم عامل خود را برای دريافت وصله های امنيتی بهنگام کنند، ولی برای ساير موارد، تاييد اصالت ويندوز الزامی است.

چنانچه کاربران در برنامه تاييد اصالت متوجه شوند ويندوزشان قلابی است، دو راه دارند. اگر آنها گزارش جعلی بودن نسخه خود را همراه با معرفی فروشنده پر کنند و با سی دی ويندوز خود بفرستند، می توانند يک ويندوز رايگان دريافت کنند.

اما اگر نتوانند اين اطلاعات را ارايه دهند، صرفا با ارسال گزارش غير مجاز بودن سيستم عامل خود می توانند يک ويندوز ايکس پی با تحفيف دريافت کنند.

مايکروسافت از زمان ارايه ويندوز ايکس پی با مشکلات امنيتی زيادی دست و پنجه نرم می کند و برنامه تاييد کپی نبودن ويندوزها را از سپتامبر به صورت آزمايشی آغاز کرد ولی از چهارشنبه ۲۷ ژوئيه آن را عملياتی کرد.

يک روز بعد يک وبلاگ نويس ادعا کرد که به آسانی می توان به اين سد دفاعی نفوذ کرد. سخنگوی مايکروسافت گفت: "هکرها ظرف ۲۴ ساعت ادعا کردند اين روند را دور زده اند و به نظر می آيد که همينطور است."

تکثير غير مجاز ويندوز که بخش عمده درآمد مايکروسافت را تامين می کند، به مشکلی بزرگ برای بيل گيتس و يارانش تبديل شده است. بزرگترين نرم افزار ساز جهان اخيرا اعلام کرد که تازه ترين ويندوز خود به نام ويستا را در اواسط سال آينده ميلادی به بازار خواهد فرستاد.

محققان می گويند يک سوم نرم افزارها در جهان غير مجاز تکثير شده است. مايکروسافت نيز می گويد ميلياردها دلار بخاطر نرم افزارهای تکثير شده زيان می بيند. بيش از ۹۰ درصد رايانه های جهان با برنامه ويندوز کار می کنند.

اين شرکت در گذشته به معرفی کنندگان هکرها و کسانی که ويندوز را تکثير می کنند، جايزه داده است ولی هنوز برای شناسايی اين هکر تصميمی نگرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 2:32  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

بيل گيتس يا بيل گيتس شکن!!
دوشنبه,21 ارديبهشت 1384



از: جام جم

در ابتدا کامپيوتر بود و سيستم عامل نبود و هر چه بود دست کله گنده ها بود و کله گنده ها سيستم عاملهاشان را به قيمت خون پدرشان مي فروختند.
کامپيوتر و سيستم عامل اقلام داراي کاربرد نظامي محسوب مي شدند و کسي حق نداشت اسرار اين دو قلم را لو بدهد مبادا سرخها ازش استفاده کنند.
جنگ سرد که تمام شد ، کابوس از ميان رفت ، مي شد ديگر به عمومي کردن سيستم عامل فکر کرد اما مايکروسافت به عنوان توليدکننده داس و ويندوز حاضر نبود دست از اين تجارت پرسود بکشد و اسرار را بر ملا کند.هم به اين دليل که حفره هاي بي شمار سيستم عاملش آشکار مي شد و هم به اين دليل که ديگر نمي توانست قيمت هاي گزاف روي محصولاتش بگذارد.
در همين فضا بود که يک استاد دانشگاه هلندي به نام اندرو اس تننباوم در کتابش ، سيستم عامل آموزشي و در عين حال واقعي مينيکس را که براي ميکروچيپ 8086 اينتل طراحي کرده بود به زبان C و در 12 هزار خط در اختيار ديگران گذاشت. بوم. دنيا باخبر شد و هر هکري يک نسخه از کتاب تننباوم خريد و شروع کرد به ور رفتن و تکميل کردن مينيکس براي خودش. داشتن يک سيستم عامل کاملا شخصي لذت کوچکي نبود.
يک پسر بيست و يک ساله فنلاندي سوئدي زان ، به نام لينوس بنديکت توروالدز هم يکي از اين هکرهاي سر خود بود که مي خواست با مينيکس سيستم عامل درست کند ، سيستم عامل حرفه اي. بالاخره هم طاقت نياورد و يک نامه براي گروه کاربران GNU فرستاد که "از يک سيستم عامل چه توقعي داريد؟ مال من دارد حاضر مي شود."خوبي اين سيستم عامل و کارهايي که تحت عنوان GNU انجام مي دادند اين بود که تمام کدها و برنامه ها در اختيار همه بود و مي توانستند کار را سطر به سطر ببينند و دنبال کنند. وقتي لينوس کارش را منتشر کرد ، استاد تننباوم يک نامه برايش فرستاد و بهش گفت که کارش ايرادهاي اساسي دارد و اگر دانشجوي او بود بابت اين کار محکوم به فنا نمره بالايي نمي گرفت.
لينوس هم در جواب گفت "تو استاد دانشگاه اي. کارت اين است که تحقيق کني و با مينيکس مغز خراب کني." و جنگي شروع شد که هر چند آن وقت کسي حدس نمي زد ، لينوس و طرفداران روزافزون خودش و سيستم عاملش در آن پيروز شدند. اين گونه لينوکس از پيوند لينوس با مينيکس متولد شد و جدي ترين رقيب ويندوز شد.
نزديک 15 سال از اين تولد عجيب گذشته و بي شمار پدر و مادر به پرورش اين نوزاد عجيب کمک کرده اند. گسترش و کارآمدي لينوکس به جايي رسيده که شرکت هايي مثل IBM که زماني سايه لينوس و لينوکسش را با تير مي زدند حالا به اهميت ماجرا پي برده اند و سالانه مبالغ هنگفتي خرج گسترش و بهسازي لينوکس مي کنند.
حالا ديگر لينوکس از شکل متني هم خارج شده و توانسته اند به آن فضاي گرافيکي و توان تطابق با نرم افزارهاي تحت ويندوز نيز بيفزايند.لينوس الان 36 ساله ساکن ايالات متحده امريکا (سانتاکلارا-کاليفرنيا) است و 2 دختر کوچک دارد. بر خلاف بقيه مبتکرها در ثروت افسانه اي غرق نشده و زندگيش نسبتا معمولي است.او ترجيح داد به جاي اين که بيل گيتس دوم بشود ، اولين بيل گيتس شکن بشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 2:31  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

هيچ چيز بيل گيتس را خشمگين نمي كند!
یک شنبه,12 تير 1385



از: موج

بيل گيتس، ثروتمندترين مرد جهان تصميم گرفته است با كاهش نقش و فعاليت‌هاي خود در شركت مايكروسافت از ماه جولاي سال 2008 زمان بيشتري را براي كمك به انجمن‌هاي خيريه از طريق بنياد نيكوكاري "بيل و مليندا گيتس" اختصاص دهد. گيتس در توجيه تصميم خود گفت :قصد بازنشستگي ندارد و فقط مي‌خواهد اولويت‌هاي خود را جابجا كند. او پس از سال 2008 همچنان سمت رياست مايكروسافت را حفظ خواهد كرد و به عنوان مشاور در تصميم گيري‌هاي مهم و پروژه‌هاي كليدي شركت خواهد كرد. سهام مايكروسافت در واكنش به خبر كاهش مسئوليتهاي گيتس دچار تغيير عمده‌اي نشد و به 22 دلار و 7 سنت رسيد.
گيتس به همراه همسرش مليندا در سال 2000 بنياد بيل و مليندا گيتس را كه بزرگترين نهاد خيريه جهان است تاسيس كردند تا به اين ترتيب به برنامه‌هاي تحقيقاتي دانشمندان و مؤسسات خيريه كمك كنند. آن دو تاكنون بيش از 24 ميليارد دلار آمريكا از طريق بنياد گيتس به سازمانهاي غير انتفاعي واگذار كرده‌اند. اساسنامه بنياد گيتس اجازه ميدهد تا به دانشجويان فقير اقليتهاي قومي بورسيه تحصيلي اهدا كنند، از پيشرفت بيماري ايدز جلوگيري كرده و در كشورهاي فقير و جهان سوم طرحهاي جلوگيري از بيماري هاي مرگ آفرين را اجرا كنند.
از اقدامات بنياد گيتس ميتوان به واگذاري 7 ميليارد دلار شامل اهداي يك ميليارد دلار به بنياد كالج سياهپوستان متحد و ريشه كن كردن بيماري فلج اطفال، ديفتري، سرخك، سياه سرفه و تب زرد اشاره كرد. خيرخواهي‌هاي بيل گيتس اگر چه توسط گروهي زير سئوال رفته و از آن با عناويني مانند بخشش تاكتيكي ثروت و حمايت از شركتهاي توليد داروهاي ايدز در آفريقا ياد مي‌كنند اما او توانسته است به همراهي همسرش تا شروع سال 2005 بيش از 29 ميليارد دلار كه يك سوم از كل دارايي‌هاي اوست را به موسسات خيريه اهدا كند.
گيتس در فاصله سالهاي 1978 تا 1984 مجموعاً 6 روز كار را تعطيل كرده و به مسافرت رفته است. عكس او تاكنون 8 بار به عناوين مختلف بر روي جلد نشريه تايم ديده مي‌شود كه آخرين آن در دسامبر سال 2005 بود كه به همراه همسرش مليندا و بونو خواننده گروه U2 به عنوان اشخاص سال اين مجله انتخاب شدند.
از ري اوزي Ray Ozzie مدير فني مايكروسافت و كريگ ماندي Craig Mundie مدير بخش تحقيقات و تعيين استراتژي مايكروسافت به عنوان جايگزين احتمالي بيل گيتس نام برده مي‌شود.
در پي انتشار خبر تغيير در مديريت شركت مايكروسافت، بيل گيتس مصاحبه‌اي را با داني دوتش Donny Deutsch مجري برنامه Big Idea در سالن كنفرانس مايكروسافت با حضور كارمندان شركت انجام داد كه هفته گذشته از شبكه سراسري CNBC پخش شد. او در اين گفتگو به سئوالات متعددي مانند چه عاملي سبب عصبانيت او مي‌شود و يا چقدر پول نقد به همراه دارد پاسخ داد. در يكي از سئوالات داني نظر او را در مورد اين كه پولدارترين مرد جهان است جويا شد و او پاسخ داد ايكاش من ثروتمند نبودم، ثروت هيچ چيز خوبي ندارد. اما در يكي ديگر از سئوالات وقتي گرداننده مصاحبه از او پرسيد آيا حاضر است در ليست ثروتمندان جهان در مقام دوم قرار داشته باشد او گفت نه چون در آن حالت مورد توجه بيشتري هستي. در جواب پرسش نحوه عكس‌العمل مردم نسبت به او، گيتس مي‌گويد مردم مزاحم من نمي‌شوند، گاهي يك نفر امضاي مرا مي‌خواهد كه اين هم كار مشكلي نيست. داني مي‌خواهد بداند گيتس چه كسي را تحسين مي‌كند. او در جواب بدون درنگ مي‌گويد وارن بافت. من از او خيرخواهي، نيك انديشي و انسان دوستي را ياد گرفته‌ام و ادامه مي‌دهد اما حاضر نيستم به هر دليلي مانند ديگر ثروتمندان آمريكايي به طرف سياست كشيده شوم چون سياست را دوست ندارم و مردم هم به من راي نخواهند داد. زندگي من به دور از مسائل سياسي خيلي بهتر است. نشريه فوربس وارن بافت Warren Buffett مدير عامل شركت بركشاير هتاوي Berkshire Hathaway Inc را با داشتن 42 ميليارد دلار دومين فرد پولدار جهان معرفي مي‌كند. داني در مورد رابطه او با ثروتمندان ديگر سئوال مي‌كند. گيتس به شوخي مي‌گويد من كاري به آنها هم ندارم من تنها با خودم نشست و برخاست مي‌كنم.
بيل گيتس، داني دوتش و بيشتر شركت كنندگان در سالن پيراهن بنفش كمرنگ پوشيده بودند. داني به شوخي به ديسيپلين و انضباط مايكروسافت كنايه مي‌زند "اميدوارم در مورد رنگ لباس به كارمندان مايكروسافت دستور نداده باشيد". او در ادامه مي‌گويد، يكي از دوستان مشترك ما روزي درباره شما مي‌گفت موفقيت بيل گيتس ارتباطي با كامپيوتر و تكنولوژي ندارد، اگر او هات داگ هم مي‌فروخت صنعت مواد غذايي را دگرگون مي‌كرد. گيتس جواب مي‌دهد من فكر مي‌كنم اين نظر در مورد من درست نباشد. تجارت كار سختي نيست. علم پيچيده است، بيولوژي پيچيده است، ياد دادن مسائل علمي به ماشين پيچيده است. درست است كه من دوستم را در جواني استخدام كردم تا با هم شركت تجاري كامپيوتر تاسيس كنيم، اما در همان زمان هم من خود را در بخش مهندسي شركت و آينده كامپيوتر مي‌ديدم، اما اگر قرار باشد من امروز وارد تجارت بيسكويت سازي هم بشوم فكر خواهم كرد صنعت بيسكويت سازي در آينده چه خواهد شد و تمام تلاش خود را صرف آينده آن خواهم كرد. مجري برنامه در مورد طرحهاي آينده بيل گيتس اشاره مي‌كند و مي‌گويد او علاوه بر فعاليت‌هاي انسان دوستانه، كمك به بهداشت جهاني و حمايت مالي از دانش آموزان و دانشجويان مستعد و تيزهوش تصميم دارد ارتباط ساكنان جهان را به رايگان با اينترنت برقرار كند. گيتس در مورد بنياد نيكوكاري خود مي‌گويد ما 1400 دبستان و دبيرستان را تحت پوشش داريم و سعي مي‌كنيم در آنها مسائل آموزشي مورد نياز دانش آموزان، تربيت معلم و دبير، سيستم آموزشي و روش تدريس را با تكنولوژي بياميزيم. در پاسخ به پرسش چه عاملي سبب بي‌خوابي او مي‌شود گيتس جواب مي‌دهد فكر اين كه در آينده مايكروسافت بايد در چه زمينه‌هايي فعاليت و سرمايه گذاري كند بيشتر اوقات فكر مرا به خود مشغول مي‌كند. داني در سئوال ديگري مي‌پرسد مي‌دانم عصباني كردن كسي كه 50 ميليارد دلار پول دارد سخت است ولي واقعاً چه چيزي خشم تو را بر مي‌انگيزد؟ او ابتدا از جواب طفره مي‌رود و به مسائلي اشاره مي‌كند كه او را نگران مي‌كنند، اما داني دوباره مي‌پرسد چه عاملي تو را خشمگين مي‌كند؟ گيتس مي‌گويد، تقريباً هيچ چيز! او اين جواب را در بسياري از موارد ديگر هم به كار برده است.
مصاحبه داني دوتش با بيل گيتس با اين سئوال پايان مي‌گيرد كه او در كيف پول سمت چپ شلوارش چه مقدار نقد به همراه دارد. و او به خنده مي‌گويد من بيشتر اوقات با خودم پول حمل نمي‌كنم، اما... و داني از ادامه جواب او جلوگيري مي‌كند شايد به اين خاطر كه جمله ناتمام او را ديگران كامل كنند.
بيل گيتس در رده بندي نشريه فوربس با داشتن 50 ميليارد دلار آمريكا ثروتمندترين شخص جهان است و اين عنوان را از سال 1998 با داشتن 90 ميليارد دلار همچنان در اختيار دارد. او توانست با مديريت خود شركت مايكروسافت را كه 30 سال پيش در شهر آلبوكركي ايالت نيومكزيكو بنيان گذاشته بود به بزرگترين سازنده نرم افزار دنيا تبديل كند. گيتس به دليل كمك‌هاي مالي فراوان به كشورهاي فقير به عنوان يكي از بشردوست ترين افراد جهان شناخته مي‌شود.
بيل گيتس دوران تحصيل ابتدايي خود را در مدرسه خصوصي ليك‌سايد در شهر سياتل گذرانيده است كه براي تحصيل در آن در سال 1967 بايد 5000 دلار پرداخت مي‌شد. در آن زمان هزينه تحصيل در دانشگاه هاروارد 1760 دلار بود. او در اين مدرسه با كامپيوتر آشنا شد و سرانجام با كمك دوستش پال آلن در ابتدا شركت Traf-O-Data را بنيان گذاشت و با استفاده از زبان برنامه نويسي كوبال پرداخت حقوق يك شركت واقع در پورتلند ايالت اورگان را به كامپيوتر واگذار كرد. او هنگام تحصيل در دانشگاه هاروارد به همراه پال آلن و مونته ديويداف زبان برنامه نويسي بيسيك را نوشتند. او پس از ترك تحصيل از هاروارد سيستم عامل داس را به مبلغ 56 هزار دلار به آي بي ام فروخت. بيل گيتس اكنون در خانه‌اي زندگي مي‌كند كه ماليات بر املاك آن در سال 2006 يك ميليون و 250 هزار دلار برآورد شده است. از دارائي‌هاي ديگر بيل گيتس بايد به كلكسيون دست نوشته‌هاي لئونارد داوينچي اشاره كرد كه او آنها را در سال 1994 در يك حراج به مبلغ كمي كمتر از 31 ميليون دلار خريداري كرده است .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 2:30  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

اشاره :
از زمان گفت‌وگوي بيل گيتس با سردبير مجله فورچون، تاكنون ده‌ها گفت‌وگو و مصاحبه از او در نشريات مختلف داخل و خارج از كشور چاپ شده است. اغلب اين گفت‌وگوها درمورد راهبردهاي كاري مايكروسافت، دعواهاي حقوقي متعدد اين شركت با شركت‌هاي ديگر، دولت‌ها و حتي اتحاديه اروپايي بوده‌است. اما اين‌بار گيتس از محيط كارش مي‌گويد و اين‌كه چگونه از ابزارهاي ديجيتالي بهره مي‌گيرد تا كاغذ را به عنوان نماد دوران پيش از ديجيتالي شدن حذف نمايد.

 

اگر نگاهي به دفتر كار من بيندازيد، كاغذ چنداني در آن نمي‌يابيد. من روي ميز خود سه صفحه نمايش دارم كه به طور همزمان از يك كامپيوتر تغذيه مي‌شوند. اگر يك‌بار چنين كاري را تجربه‌ كنيد ديگر حاضر به رها كردنش نيستيد. چراكه تاثير مستقيمي بر ميزان بهره‌وري و بازدهي دارد.

صفحه نمايش سمت‌چپي فهرست ايميل‌هاي مرا نشان مي‌دهد. صفحه مركزي معمولا براي ايميلي است كه در حال خواندن و بررسي آن هستم و نهايتا مرورگر من در صفحه دست راستي نمايش داده مي‌شود. اين چيدمان مرا به خواندن و مرور سريع كارها قادر مي‌سازد و كمك مي‌كند رخدادهاي جديدي را كه در هنگام  كاركردن من رخ مي‌دهد ببينم يا لينك‌هاي مرتبط با ايميل‌ها را در اختيارم مي‌گذارد.

در مايكروسافت كاربرد ايميل‌ بيشتر از ديگر رسانه‌هاي ارتباطي مانند تماس‌هاي تلفني، اسناد، وبلاگ‌ها، تابلو‌هاي اعلانات و يا حتي جلسات است؛ در واقع پيام‌هاي صوتي و فاكس‌ها در صندوق ايميل‌هاي ما رد و بدل مي‌شوند.
من روزانه حدود يكصد ايميل دريافت مي‌كنم كه البته براي حفظ اين ميزان ناچار به پالايش و فيلتركردن پيام‌ها شده‌ايم؛ تنها ايميل‌هايي مستقيما به دست من مي‌رسند كه قبلا با آن‌ها مكاتبه كرده باشم و اين شامل هركسي از مايكروسافت، اينتل، اچ‌پي و همه شركت‌هاي همراه و تمام افرادي مي‌شود كه من آن‌ها را مي‌شناسم. من هميشه فهرستي كه دستيارم از ايميل‌هاي ديگر تهيه مي‌كند را ملاحظه مي‌كنم كه معمولا افراد ناشناس يا شركت‌هايي هستند كه در فهرست مجاز من جايي نداشته‌اند.

بدين صورت متوجه مي‌شوم كه چه‌ كساني لب به تحسين ما گشوده‌اند، از چه‌چيزي شكايت داشته‌اند و در چه موردي پرسش مطرح نموده‌اند.اكنون ما به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه چالشمان ديگر چگونگي برقراري ارتباط موثر با ايميل‌ها نيست، بلكه اطمينان از آن است كه وقت گرانبها صرف بااهميت‌ترين ايميل‌ها شود. من از ابزارهايي نظيرin-box rules استفاده مي‌كنم و با كمك آن پوشه‌ها را به دنبال پيام‌هاي علامت‌گذاري شده و يا گروه‌بندي شده مي‌كاوم كه اين كار براساس محتوا و اهميت پيام‌ها انجام مي‌گيرد.

من فهرست‌هاي چندان شلوغي ندارم. در عوض از پوشه‌هاي ايميل،  دسكتاپ و تقويم آنلاين خود استفاده مي‌كنم. بنابراين زماني كه سر ميزم مي‌روم، به راحتي مي‌توانم روي ايميل‌هايي تمركز كنم كه قبلا آن‌ها را علامت‌گذاري نموده‌ام و يا پوشه‌هايي را بررسي نمايم كه حاوي پروژه‌هاي خاص و يا وبلاگ‌هاي ويژه هستند.
آوت‌لوك نيز بخش تذكر دهنده‌اي دارد كه در صورت دريافت ايميل‌هاي جديد، پنجره كوچكي را در گوشه پاييني سمت راست نمايش مي‌دهد. ما اسمش را گذاشته‌ايم.

من به صورت مرتب آن را كنار مي‌زنم؛ مگر اين‌كه عنواني با اولويت بالا به چشمم بخورد.يكي از نتايج آن تداوم تمركز است. اين مشكل ناشي از ازدياد اطلاعات است. مشكل ديگر كمبود اطلاعات است. غرق شدن در اطلاعات به اين معني نيست كه ما اطلاعات صحيح را در اختيار داريم يا با اشخاص درستي سر و كار پيدا مي‌كنيم.من با SharePoint به سراغ اين قبيل موضوعات مي‌روم كه در واقع ابزاري است براي ايجاد وب‌سايت‌هايي براي جلب همكاري مشترك در مورد پروژه‌هاي خاص. اين سايت‌ها مي‌توانند حاوي طرح‌ها، برنامه‌ريزي‌ها، صفحات بحث و گفتمان، و يا هرنوع اطلاعات ديگر باشند.

همين الان من خود را آماده تينك‌ويك (هفته تفكر) مي‌كنم. در ماه مه، من به مدت يك‌هفته خلوت مي‌كنم و به مطالعه حدود يكصد مقاله‌اي روي‌ مي‌آورم كه كاركنان مايكروسافت نوشته‌اند. نويسندگان آن‌ها نيز اغلب در كار تحقيق و آزمايش پيامدهاي مربوط به شركت و آينده فناوري هستند. دوازده سال است كه من به اين روند ادامه مي‌دهم. روال من در اين هفته تماما خواندن و اظهارنظر در مورد مقالات است. امروزه تمام اين روند صورت ديجيتال به خودگرفته و درهاي آن به‌روي تمام كاركنان شركت باز است تا بخت خويش را در اين ميدان بيازمايند. ديگر در انتخاب مقالات مفيد و درست بسيار چيره‌دست شده‌ام و مي‌توانم نظرات خود را به صورت الكترونيكي در همان زمان به اطلاع افراد برسانم.

بيش از پنجاه‌هزار نفر در مايكروسافت مشغول به كارند. لذا گاهي از خود مي‌پرسم:" آينده سيستم پرداخت الكترونيكي چه خواهد بود؟" يا " چطور مي‌توان راهي براي ضبط خاطرات و حفظ آن‌ براي نسل‌هاي آينده يافت؟" من اين دست ايده‌ها يا هر فكر بكر ديگري را يادداشت مي‌كنم. سپس افراد خاصي مي‌توانند نظري به آن‌ها بيندازند و بگويند:" نه تو اشتباه مي‌كني" يا " فكرش را كرده‌اي كه اين كار در جاهاي ديگر چگونه انجام مي‌شود؟"

SharePoint كه مرا با دورترين افراد اين سازمان مرتبط مي‌سازد، بيشتر به اَبَر وب‌سايتي مي‌ماند كه امكان ويرايش و بحث را با افراد بسياري، فراتر از روال محدود ارسال ايميل فراهم مي‌آورد و چنانچه چيز جديدي در محدوده‌هاي مورد علاقه‌ شما قرار داده شود، بلافاصله شما را در جريان مي‌گذارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 2:26  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

فاوا نيوز- بيل گيتس رييس شرکت مايکروسافت که قصد دارد تا سال 2008 کليه امور مايکروسافت را به ري اوزي واگذار کند، فراز و نشيب هايي در زندگي خود داشته که ما قصد داريم در اينجا به برخي از آنها اشاره کنيم:

 

28 اکتبر 1955 : تولد بيل گيتس در سياتل. والدین گيتس از همان کودکي متوجه استعداد شگرف او در رياضي شده بودند و اسم او را در يک مدرسه خصوصي مشهور به نام Lakeside نوشتند. او در اين مدرسه براي اولين بار با دوست وهمکار صميمي آينده اش به نام پل آلن آشنا شد.

 

1973: پذيرش گيتس در دانشگاه هاروارد در واشنگتن. او در هاروارد با استيو بالمر معاون اول فعلي خود در مايکروسافت آشنا شد.  

 

1975 : گيتس و آلن با همکاري هم زبان برنامه نويسي Altair BASIC را خلق کردند و سپس آن را فروختند. مايکروسافت که در آن زمان Micro-soft نوشته مي شد متولد شد.

 

1976: مايکروسافت از تحصيل در دانشگاه هاروارد انصراف داد.

 

1977: گيتس جوان به خاطر تخلف رانندگي و مسابقه با اتومبيل پورشه 911 در صحرايي نزديک Albuquerque مدتي کوتاه به زندان افتاد.

 

1980: IBM گيتس را استخدام کرد تا وي سيستم عامل MS-DOS را براي استفاده در رايانه هاي شخصي آماده کند. IBM به مايکروسافت اجازه داد تا مجوز استفاده از اين سيستم عامل را به ديگر شرکتهاي سازنده رايانه اعطا کند. کاسبي مايکروسافت از همين جا آغاز شد.

 

1986: عرضه عمومي سهام مايکروسافت براي اولين بار 61 ميليون دلار درآمد براي آن به ارمغان آورد.

 

1990: مايکروسافت سيستم عامل Windows 3 را عرضه کرد که ظرف دو سال 10 ميليون کپي از آن به فروش رفت.

 

1994: ازدواج بيل گيتس با مليندا فرنچ يکي از مديران مايکروسافت. اين زوج هم اکنون سه فرزند دارند.

 

1996: شرکت Netscape در نامه اي به وزارت دادگستري آمريکا مايکروسافت را به رفتار غيررقابتي با هدف ارتقاي جايگاه مرورگر اينترنتي Internet Explorer  متهم کرد. بسياري بيل گيتس را مسئول نابودي مرورگر Netscape دانستند.

 

1998: بررسي پرونده اقدامات انحصارطلبانه تجاري آمريکا که توسط وزرات دادگستري اين کشور تقديم دادگاه شده بود آغاز گرديد. گيتس به اکثر سوالات طرح شده اين گونه پاسخ داد: من نمي دانم. من به خاطر نمي آورم! درهمين سال ويندوز 98 روانه بازار شد که بسيار مورد توجه قرار گرفت.

 

2000: مايکروسافت بر روي طراحي نرم افزارهاي بهتر متمرکز شد. در همين زمان بنياد خيريه بيل و مليندا گيتس تاسيس شد که اعطاي بورس هاي تحصيلي به جوانان مستعد، مقابله با ايدز و انجام فعاليتهاي تحقيقاتي در مورد بيماري هاي متداول در جهان سوم از جمله وظایف آن است.

 

2001: مجله فوربس گيتس را ثروتمندترين آمريکايي معرفي کرد و ثروت او را بالغ بر 54 ميليارد دلار تخمين رد.

 

2002: جدال 5 ساله وزارت دادگستري و مايکروسافت سرانجام به نفع اين غول نرم افزاري به پايان رسيد.

 

2005: برطبق يک نظرسنجي معتبر گيتس يکي از 25 آمريکايي بزرگ تاريخ اعلام شد و نشان شواليه گري را از دست ملکه انگلستان دريافت کرد. در اين سال سيستم عامل ويندوز بيش از 95 درصد از رايانه هاي عالم را تحت کنترل داشت.

 

2006: پس از 30 سال کار و تلاش گيتس اعلام کرد کم کم از راس مايکروسافت کنار مي رود و از سال 2008 به اين سو به صورت پاره وقت در آن خدمت خواهد کرد.

 

نويسنده: احسان موحديان

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 2:25  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

آیا بیل گیتس راست می گويد؟

 

تهیه کننده : scott Grannman

مترجم : مهدي بهاري

تاريخ انتشار : 12 آذر 1383بيل گيتس

بیل گیتس  در مورد یک چیز درست می گوید. دعوت کردن مردم به استفاده از اعتبار سنجی دو فاکتوره در آینده! كه ما را به سمت کم کردن مشکلات ناشي از پسوردها می برد که امروزه باعث مشكلات فراوان امنیتي شده است.

گاهی اوقات افراد مرتکب اشتباهاتی می شوند و باید بپذیرند که اشتباهی مرتکب شده اند. یکی از بدترین اشتباهات جالب توجهی که تا به حال شنیده ام مربوط است به «هارتمن اسكيدل»  فیزیکدان و طراح که در نورمبرگ در اواخر قرن 15 ميلادي زندگی می کرد.

کارهای مشهور او در سال 1493 منتشر گردید :

Chronicarum Liber  که یکی از آثار مشهور اوست یا Noremberg car که شرح تاریخ و جغرافیای جهان از ابتدا تا روزهای زندگی او بوده است.

Chronicarum Liber یک موفقیت بزرگ بود. نه تنها اولین طرح جامع تولید شده  توسط اولین ماشین چاپ بود بلکه شامل نقشه بسیاری از کشورها و شهرها بود که تا کنون کشیده نشده بود.

او یک مسیحی معتقد زمان خود بود و معتقد بود که تاریخ به 7 دوره تقسيم می شود :

1-آفرینش نوح

2-نوح تا ابراهیم

3-ابراهیم تا داوود

4-داوود تا اسارت بابلی ها

5-اسارت بابلی ها

6-اسارت بابلی ها تا تولد مسیح

7-تولد مسیح تا آخرین روزها

او معتقد بود که در دوره ششم زندگی می کرده يعني زمانيكه ضد مسیحیت می خواست برای نبرد  نهایی وارد میدان شود. او معتقد بود كه «تاريخ» آخرين كلمه در تاريخ جهاني و بشري است. به عنوان یک انسان دارای قدرت درک به هر حال او صفحاتی را در انتهای كتاب شرح وقایع تاريخي خود خالی گذاشت كه  اگر چیز جالبی در آخرین روزها جهان اتفاق بیفتد خوانندگان می توانند آنرا در آن صفحات قرار دهند.

در حقیقت چیز مهمی بعد از انتشار شرح وقایع اتفاق افتاد و متاسفانه تعداد صفحاتي كه اسكيدل خالی گذاشته بود ، کافی نبود. مدت کوتاهی پس از انتشار اثر اسكيدل، کشف مهم و تاريخي « کلمبوس» ، كاشف قاره امريكا ،  اتفاق افتاد. به نظر من اسكيدل  که در سال 1514 در گذشته است هرگز اشتباهش را نپذیرفته است.

من می خواهم اشتباهی را که کرده ام بپذیرم. من بدین وسیله می پذیرم که بیل گیتس راست می گوید. تنها چند روز قبل رئیس مایکروسافت راجع به پسوردهایی که با آنها  همیشه سر و کار داریم چنین گفته است :

« یکی از مشکل های اساسی سیستمهای تعیین هویت ، ضعف پسوردهاست. متاسفانه به دلیل حیاتی بودن اطلاعاتی که با این سیستمها محافظت می شود ، ما نمی توانیم به پسورد ها تکیه کنیم. حرکت به سوی استفاده از کارتهای هوشمند و بیومتریک در حال تحقق یافتن است. »

اکنون من با نظر گیتس موافق هستم. در حقیقت من خیلی بندرت با نظر او یا مایکروسافت موافقم. اما من ناچارا در مورد جمله بالا با او موافقم. هر کسی که این متن را بخواند می داند که بدلایل زیادی پسوردها مكافاتهای واقعی هستند.

همه ما مجبور هستیم که تعداد زیادی پسورد داشته باشیم مثل سایتهای وب ایمیل ها ، اکانت ها و... 

همه ما سعی می کنیم که همه این پسوردهای مختلف را به خاطر بیاوریم که این کار غیر ممکن است! بنابراين یا بايد آنها را کف دستمان بنویسیم یا از یک برنامه نگهداری پسورد استفاده كنيد یا اینکه فقط و فقط از یک پسورد استفاده کنیم که در این صورت اگر پسورد کشف شود وضعیت فاجعه باری برایمان پیش می آید.

امروز کاربران سعی می کنند از پسوردهایی استفاده کنند که این پسورد ها 10 سال پیش قابل شکسته شدن بودند یا مرتبا پسورد خود را گم می کنند و مجبور هستند که هر هفته آن را  دوباره  وارد کنند. کاربرانی که مایلند پسورد خود را در ازای یک شکلات افشا کنند كه جاي خود دارند !!

پسورد ها راه مطمئنی برای شناسایی نیستند. هر کس نام کاربری و پسورد من را داشته باشد می تواند به منابع مختص من دسترسی پیدا کند در حالی که خود من نیست! گذشته از اینها پسورد یک رشته از حروف مي باشند ، حال چگونه می توان از این رشته ها پی به هویت واقعی طرف مقابل برد ؟

همچنین داده هاي موجود در بانک الکترونیکی من نیز توسط همین رشته از کاراکتر ها حفاظت می شود. حال اگر شما بتوانید آنرا بدست بیاورید یا حدس بزنید یا  بدزدید ، دیگر همه چیز برای من تمام است. دیگر این حساب متعلق به شماست یا همینطور صندوق پست الکترونیکی و يا ....

آيا اسم این را می توان حفاظت از اطلاعات گذاشت ؟؟!

راه های بهتری هم وجود دارد .  سیستم های بانکی ATM  واقعا با امنیت هستند چون برای تعیین هویت از دو فاکتور استفاده می کنند : یکی چیزی است که باید داشته باشید (کارت ATM) و ديگري چیزی است که باید بدانید (پسورد) . اگر دیگران هم پسورد شما را بدانند مهم نیست چون برای استفاده از سیستم باید کارت هم موجود باشد که این مانع بزرگی برای سو استفاده گران بشمار می رود.

به جای اینکه از کاربر بخواهیم پسورد خود را حفظ کند با استفاده از یک کارت و یک اثر انگشت هم کار را خیلی راحت می کنیم هم مطمئن می شویم که تعیین هویت درست انجام شده . البته وقتی پای مسائل بیومتریک پیش می آید من نگران می شوم چون خیلی راحت می توان سیستم های بیومتریک را فریب داد. بخصوص زمانی که اکثر سیستمهای مذکور تصويري از اصل شيء را ذخیره نمی کنند و فقط یک هش ریاضی را ذخیره می کنند.

مسئله اصلی که در اینجا ظاهر می شود به وجود آوردن یک استاندارد است. یک طرح جامع  با استفاده از کارتهای هوشمند ، یا کارتهای هوشمند بعلاوه کارت های بیومتريکی زمانی به موفقیت می رسد که مایکروسافت آنرا استاندارد خودش نکند یا آنرا انحصاری نکند و يا به هر شکل ديگري آن را به تملک خود در نیاورد.

اگر ما بخواهیم طرح های بیشتری برای کار داشته باشیم آنگاه این مسئله باید بصورت یک طرح باز (open) باشد و باز بودن آن این امکان را به توسعه دهندگان مي دهد تا بدون داشتن ترس از مجوز یا حق امتیاز روی موضوع کار کنند. البته باز من نمی توانم بگویم امیدوارم!!! چون امروز حرص و طمع سایه ای را بر روی وجدان شرکتهای فعال در زمینه IT انداحته است كه هيچ چيز قابل پيش بيني نيست. اگر نظر مرا بخواهید من می گویم بزودی بهتر می شود . شما چه می گویید؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:24  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

بیل گیتس : چگونه کار می‌کنم

مجله فورچون سلسله مصاحبه‌هایی با عنوان "چگونه کار می‌کنم" با افراد مشهور دنیای صنعت و اقتصاد انجام داده است . محور اصلی این مصاحبه‌ها نحوه انجام کارها و مدیریت برنامه‌ها توسط این اشخاص است.  در یکی ازتازه‌ترین این سری مصاحبات ، مجله فورچون مصاحبه‌ای با بیل گیتس انجام داده است. به خلاصه‌ای از این مقاله توجه کنید :

اگر به دفتر بیل گیتس نگاه کنید کاغذ زیادی در آن نمی‌بینید. " روی میزم 3 صفحه نمایش دارم که مجموعه آنها با هم یک دسکتاپ واحد را تشکیل می‌دهند. من می‌توانم چیزها را از یک صفحه به صفحه دیگر بکشم . اگر شما یک بار تجربه کار با یک صفحه نمایش بزرگ را تجربه کنید ، دیگر به گذشته برنمی‌گردید ، چون اثر مستقیمی روی کارآیی شما خواهد گذاشت.

صفحه نمایش چپ لیست ایمیل‌هایم را نشان می‌دهد ، صفحه نمایش وسط ایمیلی را که می‌خوانم و به آن جواب می‌دهم را نمایش می‌دهد و مرورگرم روی صفحه نمایش راست قرار می‌گیرد."

در مایکروسافت ایمیل رسانه انتخابی است و بیشتر از تماسهای تلفنی ، بلاگ ، اسناد و بولتنهای خبری و یا نشستها از آنها استفاده می‌شود. ( میلهای صوتی و فکسها در امیلها ادغام شده‌اند.)

- بیل گیتس روزانه 100 ایمیل دریافت می‌کند ، البته بعد از فیلتر ایمیلهای ناشناس وی چنین تعداد ایمیلی دارد.

-بیل گیتس سعی می‌کند ، مطمئن شود وقتش را روی ایمیلهایی که اهمیت بیشتری دارند متمرکز کند .

- تنها وسیله‌ای که گیتس در دفترش دارد و تکنولوژی پایینی دارد ، "وایت بوردش" است . وی از ماژیکهای خوشرنگی استفاده می‌کند.

"در مایکروسافت ، می‌شود از روی وایت‌بوردها عکس برداشت و به رایانه‌ها ارسال کرد ، به این ترتیب آنها شبیه یک Tablet pc بزرگ می‌شوند ، من در حال حاضر چنین وایت بوردی ندارم ، شاید سال بعد یک وایت‌بورد دیجیتال برای خودم تهیه کنم "

- "کاغذ در زندگی روزانه من نقشی ندارد ، من 90 درصد اخبار را آنلاین دریافت می‌کنم ، وقتی برای نشستی می‌روم برای اینکه چیزی را به بقیه نشان دهم از tablet pc استفاده می‌کنم ، این کامپیوتر با رایانه دفترم کاملا در ارتباط است و من به همه فایلهایی که به آنها نیاز دارم ، دسترسی دارم. یک نرم‌افزار یادداشت‌برداری به نام OneNote هم روی این رایانه دارم ، بنابراین همه نوشته‌هایم به شکل دیجیتال هستند."

-گیتس معمولا به جای اینکه برای پیدا کردن فایلی در داخل فولدرها دنبال آنها بگردد ، آنها را جستجو می‌کند ، این کار را پیدا کردن آدرسهای میل و شماره‌های تلفن هم انجام می‌دهد.

- "ابزار دیجیتالی دیگری که اثر زیادی روی کارآیی من داشته است ، نرم افزار جستجوی دسکتاپ است ، این ایزار دسترسی من را به اطلاعات روی رایانه شخصی ، سرور و اینترنت تغییر داده است ، با هاردهای بزرگتر و افزایش پهنای باند ، من چندین گیگابایت اطلاعات به شکل ایمیل ، اسناد ، فایلهای رسانه‌ای ، دیتابیس تماسها  و غیره دارم."

"مایکروسافت بیش از 50 هزار کارمند دارد ، بنابراین وقتی به این مطلب فکر می‌کنم که "آینده پرداخت آنلاین چگونه خواهد بود" و یا "چه کار جالبی خواهد بود که خاطرات دوران کودکی را بشود ذخیره کرد" ، یا هر چیز جدید دیگر ، آنها را می‌نویسم ، بعد کارکنان می‌توانند آنها را ببینند و بگویند :" نه، تو اشتباه می‌کنی" یا اینکه " می‌دانی چنین کاری اینجا و اینجا انجام شده است؟"

- نرم‌افزار SharePoint ، یکی از نرم‌افزارهای محبوب بیل گیتس برای تماس با کارکنان و مدیریت پروژه‌هاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 2:19  توسط امیر علیپور Amir Alipour  | 

 

 

 

منبع : http://www.flickr.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 1:49  توسط امیر علیپور Amir Alipour  |